x
سایت وکیل / مقاله وکالت / دوست داشتنی بودن | تست: آیا حس می‌کنید دوست داشتنی نیستید؟

دوست داشتنی بودن | تست: آیا حس می‌کنید دوست داشتنی نیستید؟

 

دوست داشتنی بودن | تست: آیا حس می‌کنید دوست داشتنی نیستید؟

به این مطلب امتیاز دهید

دوست داشتنی بودن : آیا احساس میکنید دوست داشتنی نیستید ؟ به دنبال راه هایی برای دوست داشتن خود میگردید؟ در اینجا با مقاله ای درباره احساس خوشبختی و خوددوستی در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.

کتاب در مورد دوست داشتن خود

دوست داشتن خود راز , دوست داشتنی بودن

تست: آیا حس می‌کنید دوست داشتنی نیستید؟

موانع درونی نمی گذارند ما رشد کنیم و رابطه های مثبتی برقرار کنیم. یکی از عمیق ترین و آزاردهنده ترین موانع درونی «احساس و باور به دوست داشتنی نبودن» است. در روانشناسی به این باور و احساس عمیق می گویند «نقص و شرم». یعنی ما حس می کنیم نقصی درونی داریم و از بودن خود شرمگینیم. اگر این احساس را داشته باشید، اعتماد به نفس تان که زیر صفر می آید هیچ، دوست ندارید در جمع ها خودی نشان دهید هیچ، حتی اگر کسی شما را با داشته های خودتان روبرو کند او را باور نمی کنید.

دوست داشتنی نبودن و اقسام آن

همیشه کسی که باور دارد دوست داشتنی نیست، یک آدم خود انتقادگر که مدام به خودش گیر می دهد نیست. بعضی وقت ها شما اصلا این آدم را در جمع ها نمی بینید، بعضی وقت ها هم دقیقا با یک موجود انتقادناپذیر مواجهید:

به خودم گیر می دهم چون دوست داشتنی نیستم

این آدم ها مدام با خودشان درگیرند. با قیافه خودشان، با بدن خودشان، با هوش خودشان، با اخلاق خودشان و همیشه هم به یک نتیجه می رسند: من لایق نیستم. اگر به این آدم ها مدام یادآوری کنید که زیبا، باهوش، با اخلاق و ارزشمند هستند، آب در هاون می کوبید.

منزوی هستم چون دوستداشتنی نیستم

دسته دومی که باور به نقص خودشان دارند اصلا در جمع ها حاضر نمی شوند. آنها از ارزیابی شدن می ترسند. آنها نمی خواهند به نقص خودشان فکر کنند، برای همین کلا در معرض قضاوت قرار نمی گیرند.

انتقادناپذیرم چون باور دارم مشکل دارم

گروه سوم از آن طرف بام افتاده اند. برای این که برای آنها این احساس پیش نیاید که نقصی دارند، آنها حفاظی از انتقادناپذیری دور خودشان کشیده اند. آنها ظاهرا فکر می کنند هیچ نقصی ندارند و در مقابل کوچکترین انتقاد می آشوبند اما در باطن خودشان را پر عیب و نقص و دوست نداشتنی می دانند.

با احساس نقص و شرم در چه رابطه هایی می افتید

فکر کنید اگر شما احساس کنید به اندازه کافی دوست داشتنی نیستید و لیاقت دوست داشته شدن را ندارید، اولین گزینه تان برای رابطه چیست؟ دقیقا! رابطه برقرار نکردن اما همیشه هم بی رابطه ماندن و صمیمی نشدن انتخاب این گروه نیست. آنها ممکن است در رابطه های اشتباه زیر بیفتند:

رابطه با خودشیفته ها

عجیب است اما خودشیفته ها، کنترلگرها و غرزن ها برای کسانی که احساس نقص و شرم دارند، جذابیت عاطفی دارند. در این رابطه که مدام یکی دیگری را تحقیر می کند، احساس دوست داشتنی نبودن مدام شدید و شدیدتر می شود.

رابطه با اولین نفر

یکی از دام هایی که باور به دوست داشتنی نبودن دارد، رابطه با کسانی است که ظاهرا محبت می کنند. این نوع رابطه ها مثل هندوانه نبریده است و ممکن است تو زرد باشد. آنها می خواهند با این رابطه لحظه ای از احساس دوست داشتنی نبودن راحت شوند.

احساس دوست داشتنی نبودن از کجا می آید؟

وقتی که ما به دنیا می آییم، فارغ از چهره و بدن و هوش و لباس مان، خودمان برای خودمان مهم هستیم. ما به عنوان یک نوزاد حتی از خودمان بدمان نمی آید به خاطر اینکه پوشک مان را کثیف کرده ایم یا آب دماغ مان آویزان است. همه احساس های مثبت و منفی بعدی به خودمان وقتی پیش می آید که ما می فهمیم دیگران در مورد ما چه نظری دارند. مهم ترین «دیگری» در کودکی ما والدین ما هستند. اگر آنها احساس دوست داشتنی بودن، کافی و ارزشمند بودن به ما بدهند، بعید است در آینده ما احساس کنیم ناقصیم و از بودن خودشرمگین باشیم. البته جز والدین، احساس نقص و شرم، ریشه های دیگری هم دارد. مهم ترین ریشه های نقص و شرم اینها هستند:

والدین بیش از حد انتقادگر

والدینی که این احساس را به ما می دهند که پر از عیب و نقصیم، مدام به ما آنچه را فکر می کنند عیب ماست یادآوری می کنند می توانند در ما احساس دوست داشتنی نبودن بیافرینند. مخصوصا وقتی این عیب چندان در دست ما نباشد و مثل شب ادراری، داشتن چهره خاص، کند بودن، ضعف بدنی یا نداشتن آن نوع هوشی که مورد انتظار والدین مان است.

والدین دارای احساس نقص و شرم

مادری که خودش احساس می کند دوست داشتنی نیست، الگوی مناسبی برای عزت نفس دخترش نیست. پدری هم که فکر می کند به اندازه کافی توانا یا باهوش نیست و در مهمانی ها دیگران را بالا می کشد و خودش را پایین می آورد و این باور را در نهان و آشکار با فرزندش در میان می گذارد، الگوی خوبی برای عزت نفس پسرش نیست.

مشکل جسمی

معلولیت های جسمی، داشتن مشکلاتی در چهره، بیماری های ژنتیکی، مخصوصا در خانواده و جامعه ای که این مشکلات را عیب می داند، می تواند به احساس نقص و شرم منجر شود. البته اگر این باور نادرست شکل نگیرد، این مشکلات هرگز مانع رشد درونی انسان نیست.

تفاوت با دیگران

اگر شما به هر دلیلی تفاوتی با دیگران داشته باشید که از نظر آماری شما را در اقلیت قرار می دهد، ممکن است اکثریت به شما انگ دوست داشتنی نبودن بزنند. مثلا اگر سبزه باشید و به شهر سرخ و سفیدها مهاجرت کنید، اگر قد کوتاه باشید و بقیه قد بلند باشند، اگر لهجه متفاوتی داشته باشید، اگر حتی بیش از حد گروه باهوش باشید، بیش از حد گروه کتاب بخوانید یا بیش از حد گروه زیبا باشید ممکن است این تفاوت مخصوصا در کودکی و نوجوانی به احساس نقص و شرم تان منجر شود.

میزان باور به دوست داشتنی نبودن خودتان را با این تست محک بزنید

چقدر خودتان را دوست ندارید؟

این جملات را بخوانید و ببینید چقدر در موردتان صادق است. منبع این پرسشنامه کتاب «زندگی خودرا دوباره بیافرینید» اثر جفری یانگ است.

هیچ زن یا مردی مرا دوست ندارد، مخصوصا اگر مرا بشناسد.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

ذاتا آدم مشکل دار و بی ارزشی هستم. لیاقت عشق دیگران را ندارم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

رازهای سر به مهرم را با هیچ کس، حتی عزیزانم در میان نمی گذارم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

تقصیر من است که والدینم دوستم ندارند.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

شخصیت واقعی ام را پنهان می کنم. شخصیت واقعی ام غیرقابل پذیرش است. سعی می کنم شخصیت کاذب خودم را به دیگران نشان بدهم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

اغلب به سمت افرادی کشیده می شوم (والدین، دوستان و نامزد) که دست رد به سینه من می زنند یا مدام از من ایراد می گیرند.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

اغلب خودم را به باد انتقاد می گیرم و شخصیت خودم را خرد می کنم؛ خصوصا در حضور کسانی این کار را می کنم که مرا دوست دارند.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

ویژگی های مثبت من در نظرم هیچ ارزشی ندارند.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

احساس شرمساری زیادی را تجربه می کنم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

یکی از ترس های اصلی من این است که عیب هایم برملا شود.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

نتیجه پرسشنامه

نمره هایی را که گرفته اید، با هم جمع بزنید و ببینید در کدام دسته هستید:

۱۰-۱۹: در مورد احساس نقص و شرم مشکل خاصی ندارید.

۲۰-۲۹: ممکن است گاهی حس کنید دوست داشتنی نیستید.

۳۰-۳۹: رگه هایی از احساس دوست داشتنی نبودن در شما وجود دارد.

۴۰-۴۹: احساس دوست داشتنی نبودن حتما در شما وجود دارد.

۵۰-۶۰: باور شدید به دوست داشتنی نبودن دارید.

خود دوستی: آیا عشق و علاقه و محبت به خود را می شناسیم؟

دوست داشتن خود در اسلام

متن دوست داشتن خود

خود دوستی:

اکثر ما معنی عشق و دوست داشتن و ابراز محبت را درک می کنیم یا خواهیم کرد. تقریبا همه ما با احساس تمایلات شدید و علاقه عاطفی زیاد به شخص دیگر آشنا هستیم. ما برای ابراز و پرورش عشق به فرد دلخواهمان مسیرهای طولانی طی کرده و زمان زیادی به آن اختصاص داده یا خواهیم داد.

آیا از خود دوستی خبر داریم؟

آیا عشق و علاقه و محبت به خود را می شناسیم؟

آیا خود دوستی یک مفهوم بیگانه برای ماست؟

خود دوستی ترکیبی است از:

۱- پذیرش و مقبولیت خود،

۲- مالکیت و کنترل خود،

۳- شناخت و آگاهی از خود،

۴- محبت و احترام به خود.

خود دوستی، هم در تفکر و هم در رفتار ظاهر می شود. در تفکر، یعنی ما شایسته احترام به خود هستیم. در رفتار، یعنی با خود مهربان و با محبت باشیم. به عبارت دیگر، خود دوستی نگاه مثبت به وجود خود و عزت نفس خود است.

۱٫ درک خود دوستی.

۲٫ بهبود ندای درونی خود.

۳٫ تمرین خود دوستی.

۴٫ اعمال محبت و خود دوستی

    دو نکته:

۱- به خودمان یادآوری کنیم که ما ارزش دوست داشته شدن داریم. بسیاری از ما تمایل به به خود ناباوری و بی اعتمادی و ناتوانی خود داریم، در حالی که همه ما انسانیم. همیشه باید خودمان را باور کنیم، اعتماد به نفس داشته باشیم، و خوش بینانه به خود نگاه کنیم.

۲- از چیزهای مشوق کلیشه ای، مانند مجلات زیبایی و مشابه آن، که در ما احساس حقارت و کم و بد بودن ایجاد می کنند، اجتناب کنیم.

    بهبود ندای درون

۱- بر باورهای منفی در باره خودمان غلبه کنیم.

بسیاری از ما مشکل رهایی از افکار منفی در مورد خودمان را داریم. این افکار منفی اغلب از افراد دیگری که ما برایشان ارزش قایلیم و به دنبال عشق و پذیرش آنها هستیم، به ما وارد می شوند.

۲- از خود کمال طلبی اجتناب کنیم.

برخی از ما نمیتوانیم چیزی کمتر از کمال را بپذیریم و مشکل خود کمال طلبی داریم. اگر به دنبال کمال هستیم و احساس منفی کامل نبودن داریم، این سه مرحله ساده را باید انجام دهیم.

  • توقف خط فعلی تفکر خود،
  • تمرکز بر راه و روشی که برای رسیدن به هدف لازم داریم،
  • اعمال پیوسته تلاش در مسیر انتخابی.

یعنی به جای تمرکز بر هدف و منظور نهایی (کمال)، بر روی تلاش در راه هدفمان تمرکز کنیم.

۳- دیدگاه، نگاه و افکار منفی خود را دور بیاندازیم.

تنها تمرکز کردن بر روی نکات منفی زندگی، یک عادت بد است. تمرکز بیش از حد به رویداد های منفی یا نامطلوب زندگی، آنها را به طور نامتناسبی بزرگ و مهم می کند. اگر فکر می کنیم که همه اتفاقات زندگیمان بد است و از همه چیز شکایت داریم، باید سعی کنیم شواهد مثبتی هم پیدا کنیم. واقعا بعید است که همه چیز همیشه واقعا بد باشد.

۴- به خود ناسزا نگوییم.

هرگز خودمان را با نام های بد و زشت صدا نکنیم. این نام گذاریها خود انسان بودن ما را به یک عنصر نامطلوبی که از او بدمان می آید، تبدیل می کند.

  • گفتن: “من یک شکست خورده ام” پس از اخراج شدن از کار، نادرست و غیر منصفانه است. در عوض بگوییم: “من کارم را از دست دادم، اما می توانم این تجربه را برای پیدا کردن و نگه داشتن یک شغل جدید استفاده کنم.”
  • گفتن: “من چقدر احمقم” نیز نادرست است. اگر ما احساس حماقت می کنیم، احتمالا یک کمبود دانشی در مورد چیزی داریم. در عوض، فکر کنیم: “من نمی دانم چطور این کار را انجام دهم. شاید باید به کلاسی بروم و آنرا یاد بگیرم“. زندگی را خوب زندگی کنیم.

۵- منتظر بدترین اتفاقات نباشیم.

انسان خیلی ساده می تواند به دام افکار بدترین اتفاقات و نتایج بیافتد. افکار درونیمان باید واقع بینانه و درست باشد و نباید هر اتفاق بد را تعمیم دهیم یا اغراق کنیم.

۶- داستان احساس داخلی مان را بازنویسی کنیم.

زمانی که متوجه افکار منفی خود می شویم، احساسمان را اذعان کنیم، منبع آنرا شناسایی کنیم، و سپس آگاهانه افکار مثبت و جدیدی را وارد آن کرده و بازنویسی کنیم. مثلا، اگر فراموش کردیم یک کار مهم را انجام دهیم، فکر کنیم که “من خیلی احمق هستم! چرا آن کار را نکردم؟ ”

همانجا توقف کنیم، فکر کنیم ” احساس حماقت الآنم به دلیل فراموشی بوده. وقتی که من کودک بودم و کاری را فراموش می کردم، پدرم به من می گفت که من احمقم. پس این کلمات اوست، نه من. سپس، خودم را یک کارمند خوب که انسان است و اشتباه هم می کند در نظر می گیرم. به خودم می گویم دفعه بعد یادداشت می کنم که یادم نرود. فعلا با یک عذرخواهی خودم را می بخشم.

کانال تلگرام دوست داشتن خود

کانال تلگرام خوددوستی

منبع سایت ایران بانو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *