چگونه شکرگزار باشیم

«شکر نعمت, نعمتت افزون کند, کفر نعمت از کفت بیرون کند »

● شکر گزاری یک نیاز است

حتما شما هم این بیت را بارها شنیده اید که «شکر نعمت، نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند.» بسیاری از ما عادت به شکر گفتن داریم، اما شاید ندانیم شکرگزاری حقیقی یعنی چه و چگونه باید شکرگزار خوبی باشیم تا از مواهب آن بهره ببریم. در واقع بسیاری از ما بعضی از کارها را از روی عادت انجام می دهیم؛ این در حالی است که عادت کردن ارزش کارها را کم می کند. جالب این جاست بیشتر مسائلی که در قالب ارزش های دینی در فرهنگ و باورهای مردم ما جا افتاده، هم اکنون توسط روان شناسی جدید کشف شده است. زیرا جدیدترین تحقیقات نشان می دهد شکرگزاری دقیقا همان عاملی است که باعث می شود نعمت بیشتری وارد زندگی فرد شود. در واقع شکرگزاری تمرین بسیار خوبی برای جلب همه چیزهایی است که دوست داریم در زندگی داشته باشیم. از این رو این بار که کلمه الحمدلله و شکر خدا را تکرار کردید، به مفهوم آن هم بیندیشید و آن را هر بار به شیوه جدیدی تجربه کنید.

● معرفت، پایه اصلی شکر

درباره شکر و شکرگزاری باید اذعان کرد که معرفت زیرساخت اصلی آن است. جلیل معماریانی مشاور فکری جوانان با بیان این که معرفت نسبت به کسی که نعمتی را عنایت کرده، پایه اصلی شکر است، به خراسان می گوید: دقت کنید که در زندگی روزمره ما گرفتن یک هدیه کوچک از انسان بزرگ به واسطه بزرگی فرد، مهم و زیاد جلوه می کند. درباره نعمت های خداوندی نیز باید گفت اگر کسی اعطاکننده نعمت ها را بشناسد، بابت کوچک ترین نعمت ها شکرگزاری می کند. به این ترتیب شناخت منعم باعث جدی گرفتن شکر در زندگی ما می شود و کوچک ترین نعمتی را که خداوند در لحظه های زندگی ما جاری می کند پیش چشم می آوریم و سپاسگزار و قدردان آن می شویم.البته شکر مراتبی دارد، شکر قلبی شکری است که فرد از صمیم قلب بابت آنچه خداوند به او عطا کرده، شاکر است.

شکر زبانی شکری است که به زبان آورده می شود و در گفتن الحمدلله و شکر خدا تظاهر می کند، شکر عملی نیز شکری است که طی آن فرد به استفاده بهینه از نعمت ها اقدام می کند.استفاده صحیح از نعمت هایی که در اختیار داریم در واقع همان شکر عملی است. بنابراین شکر واقعی یعنی شناخت منعم، شناخت نعمت و استفاده صحیح از نعمت ها. انسان شاکر کسی است که از نعمت های خداوند آن طور که در اختیارش گذاشته شده، در مسیری که او می گوید، در زمانی که او می گوید و به اندازه ای که او می گوید استفاده کند. به این ترتیب شکر حقیقی شکری است که از سطح زبانی و قلبی خارج شود و به سطح عملی برسد.معماریانی ادامه می دهد: شکرگزاری حقیقی برکات فراوانی را در زندگی انسان جاری می کند یکی این که شکر حقیقی به شکر مخلوق می انجامد و اگر کسی کاری برای فرد انجام داد، او با سپاسگزاری از مخلوق، شکر خالق می گزارد. تاثیر این رویه در ارتباطات اجتماعی و تعاملات انسانی به عنوان یک سنت حسنه که به تقویت این روابط و پایه گذاری دیگر ارزش ها می انجامد، قابل مشاهده خواهد بود.

نباید فراموش کرد که این موضوع که «شکر نعمت، نعمتت افزون کند»، کمترین فایده شکر است زیرا شکر نعمت بهره مندی از نعمت ها را افزایش می دهد و در واقع ظرفیت انسان را برای بهره بردن از دنیا بالا می برد. هر قدر انسان ظرفیت بیشتری داشته باشد توان بیشتری برای استفاده از امکانات دارد. در واقع انسان شاکر کسی است که از آنچه خداوند به او عطا کرده است به طور کامل بهره مند شود. بنابراین شکر نه یک وظیفه بلکه یک نیاز یا ضرورت است و راهگشای انسان در مقاطع مختلف زندگی است.معماریانی تصریح می کند: در مقابل کفران نعمت رنج، عذاب و از دست دادن نعمت ها را در پی دارد. زیرا باعث جدایی انسان از کائنات می شود و میزان بهره مندی انسان از نعمت های دنیا را کاهش می دهد. انسانی که کفران نعمت می کند، احساس دارایی درونی نخواهد داشت و کسی که احساس کند چیزی ندارد و به جایی متصل نیست، به سرعت دچار ناامیدی و یاس می شود.

برای همین است که شکر درمان افسردگی است و افزایش توانمندی عملی در حوزه مهارت ها، افزایش ظرفیت ها برای بهره مندی از آنچه داریم، افزایش قدرت تفکر برای شناخت محیط پیرامون، افزایش سعه صدر و افزایش قدرت بینش انسان را در پی دارد.یکی از زیرساخت های معرفتی شکر این است که بدانیم خداوند حکیم است و آنچه عنایت می کند، حکمتی دارد. در واقع انسان باید با بینش بهره برداری صحیح از نعمت ها، به آن ها نگاه کند تا بتواند هم ظرفیتش را بالا ببرد و هم توان بهره مندی اش را افزایش دهد. خوب است بدانید آدم کثیرالخیر با انسان کثیرالنعمه فرق دارد، کثیرالخیر کسی است که از هر فرصت و نعمتی استفاده کثیر می کند. بسیاری از افراد نعمت های زیادی دارند اما بهره مندی شان از آن نعمت ها اندک است و چون معرفت شکر ندارند نه ظرفیت و نه توان بهره مندی کافی برای استفاده از نعمت ها را نمی دانند.

● جوانان وشکر نعمت ها

معماریانی درباره لزوم شناخت منعم، نعمت ها و استفاده صحیح از آن ها به جوانان تاکید می کند: به نظرمی رسد اگر معرفت دینی جوانان را بیدار کنیم، موفق شده ایم راه های افزایش بهره مندی از نعمت ها را افزایش بدهیم. لازم نیست دین را به جوانان تزریق کنیم. فطرت دینی در دل جوانان وجود دارد و راهش این است که این فطرت را بیدار کنیم. باید ارزش های وجودی انسان را به جوانان معرفی کنیم تا بدانند عقل چگونه نعمتی است، وجدان، شعور،تعقل و تفکر همه سرمایه هایی است که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته است. اما جوان ناآگاه ممکن است قدر این سرمایه ها را نداند. ما معتقدیم که جوانان ما خدادوست و خداپرست هستند اما باید خدا را پیدا کنند و راه بهره مندی را از آنچه در اختیارشان گذاشته شده است، بیابند.

جوان باید بداند خداوند در اعطای نعمت ها حکیم و عادل است و اوست که باید با افزایش معرفت حکمت و عدالت خداوند را دریابد. وی با اشاره به یکی از مشکلاتی که در حوزه مباحث دینی بسیار جدی است، تصریح می کند: مشکل این جاست که در این حوزه دانش دینی را تقویت کرده ایم نه بینش را؛ درحالی که آنچه جوان نیاز دارد بینش است نه دانش. بینش دینی مکمل دانش است و به منش منجر می شود و منش در رفتار، احساسات و افکار جوان تاثیر می گذارد و او را به معرفت هرچه بیشتر از خالق و نعمت هایی که در اختیار دارد، سوق می دهد. این غفلت است که باعث می شود نگاه نسل جوان به ثروت، قدرت، مدرک، جهان و امکانات یک طرفه باشد و جنبه های مادی بر جنبه های روحانی زندگی غلبه داشته باشد. البته نباید نگران بود چون جوانان ما فطرت دینی را دارندو خدادوست و خدامحور هستند اما نسل ما در انتقال مفاهیم دینی که به تغییر بینش در زندگی منجر شود، کم کاری کرده است. در این زمینه تمامی نهادها، خانواده، سیستم آموزشی باید دست به کار شوند و به صورت جمعی تلاش کنند تا نگرش دینی را در ذهن جوانان تقویت کنند. بی گمان نقش خانواده در این میان بسیار پررنگ است و با وجود پیشرفت دنیای مجازی در زندگی انسان، هم چنان این نهاد مهم ترین پایه شناخت و معرفت دینی محسوب می شود.

● شکرگزاری نعمت های خداوند

شرط دوام هر رابطه ای ارتباط دوسویه است و این ارتباط دوسویه بین بنده و خالق هستی نیز برقرار است. شکرگزاری از نعمت هایی که خداوند به بنده خویش ارزانی داشته نه تنها وظیفه اوست بلکه نیازی است که مخلوق در ارتباط با خالق خویش احساس می کند و نتیجه این شکرگزاری که افزایش نعمت است به او باز می گردد در قرآن شکر همراه با ذکر آمده است و ذکر خداوند یعنی پاک کردن روح و جان و آماده شدن برای پذیرش رحمت پروردگار.