وکیل دعاوی حقوقی ملکی – وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران http://gaemmagami.com Tue, 12 Dec 2017 10:03:12 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.7.8 وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%aa%d9%81%da%a9%db%8c%da%a9-%d9%85%d9%84%da%a9-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b9%db%8c/ http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%aa%d9%81%da%a9%db%8c%da%a9-%d9%85%d9%84%da%a9-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond Sat, 27 Jun 2015 09:57:04 +0000 http://gaemmagami.com/?p=44 وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی تفکیک در عرف ثبتی عبارت است از تقسیم مال غیرمنقول به قطعات کوچک‌تر. به عنوان مثال، مالک یا مالکان زمینی به مساحت 5 هزار مترمربع، زمین را به قطعات 200  متری تقسیم نموده که در عرف ثبتی به این اقدام گفته می‌شود، آن زمین به قطعات 200 متری تفکیک ...

نوشته وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی

تفکیک در عرف ثبتی عبارت است از تقسیم مال غیرمنقول به قطعات کوچک‌تر. به عنوان مثال، مالک یا مالکان زمینی به مساحت 5 هزار مترمربع، زمین را به قطعات 200  متری تقسیم نموده که در عرف ثبتی به این اقدام گفته می‌شود، آن زمین به قطعات 200 متری تفکیک شده است.  ‌وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی

‌به این ترتیب از تفکیک  به منظور انتقال قطعات تفکیک شده به صورت مفروز (جداجدا)، صدور سند مالکیت مفروزی با ابطال سند اولیه و تنظیم تقسیم نامه استفاده می‌شود. ‌تمامی امور مربوط به تفکیک در اداره ثبت انجام می‌شود و بعد از آن صورت‌مجلس تفکیکی تنظیم می‌شود. این صورت‌مجلس  شامل حدود مساحت قطعات جدا شده به منظور انتقال و به صورت قطعات مفروزی جهت صدور سند مالکیت برای قطعات و تنظیم تقسیم نامه است. در واقع اگر یکی از موارد گفته شده ناقص باشد، تفکیک اعتباری ندارد؛ مثلاً، اگر شخصی 6 دانگ ملک خود را به3 قسمت تقسیم کند؛ اما سند اولیه را باطل نکند، این تفکیک فاقد اعتبار است.   ‌با وجود این، تفکیک برای مجزا شدن قطعات به منظور فروش از سوی صاحب آن انجام می‌شود و براساس آن ملک به قطعات کوچک‌تر تقسیم شده و به قطعات شماره‌های جدید؛ اما فرعی داده می‌شود، حدود و حقوق ارتفاعی جدید تعریف و آخرین قطعه‌ای که انتقال داده می‌شود، سند اولیه باطل می‌گردد. از تفکیک در تقسیم نامه‌ها نیز استفاده می‌شود. در تقسیم نامه‌ها، مالک بیش از یک نفر است و ممکن است یکی از دیگری سهم بیشتری برده و نوعی صلح محاباتی انجام گیرد.در تقسیم نامه، ملک مشاع است و بعد از تفکیک، سند تقسیم نامه تنظیم شده و براساس صورت‌مجلس تفکیکی برای هر مالک مشاعی یک قطعه مفروزی تعیین و اسناد مالکیت مشاعی همراه تقسیم نامه از سوی دفترخانه به اداره ثبت ارسال می‌گردد و ضمن ابطال سند اولیه، سند مالکیت مفروزی برای مالکان صادر می‌شود.  ‌وکیل

در تـفـکـیـک وجـود حـالـت اشـاعـه ضرورت ندارد و ملک با داشتن مالک واحد قابل تفکیک است؛ ولی در افراز باید حالت اشاعه؛ یعنی مالکیت بیش از یک نفر باشد.

تفاوت بین افراز و تفکیک  ‌

تفکیک زمین و تقسیم آن به چند قطعه یا تفکیک یک مجموعه یا مجتمع ساختمانی به چند واحد آپارتمانی و نحوه  اقدام آن در اداره ثبت سابقه طولانی داشته و به  دلیل کثرت انجام و نمونه‌های متعدد عملاً جایگاه خود را به عنوان یک تکلیف در ثبت باز نموده و شیوه‌ای حاصل شده که همه به یک نتیجه مـنـتـهــی و در آن مـفــروزات، مـشــاعـات و مشترکات مشخص شده است و با استفاده از قانون تملک آپارتمان‌ها و آیین‌نامه اجرایی و بـخـشـنـامـه‌هـای ثـبـتی و دستور العمل‌های ارشادی، مشکلات در عمل حل و مرتفع گردیده است.  ‌

افراز ملک همزمان با تقسیم و تفکیک در حقوق مدنی راه یافته و مقوله‌ای است که تا به حال چنان صورت کلی و شیوه اقدامی پیدا نکرده و همه راه‌ها به یک نقطه ختم شده است و آنچه به عنوان راهنما در دسترس می‌باشد، قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب 22 آبان 1357 است.   ‌وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی

تفاوت تفکیک و افراز از نظر شکلی و ماهیتی عبارت است از :   ‌

  1. در تـفـکـیـک وجـود حـالـت اشـاعـه ضرورت ندارد و ملک با داشتن مالک واحد قابل تفکیک است؛ ولی در افراز باید حالت اشاعه؛ یعنی مالکیت بیش از یک نفر باشد.  ‌
  2. تفکیک بارضایت و در حالت تفاهم مـالکان مشاع است و افراز عدم تفاهم و رضایت و وجود اختلاف نسبت به حصه یکدیگر و قصد قطع حالت اشتراک می‌باشد.
  3. در تفکیک توجهی به مقدار سهم مالکان در کل 6 دانگ لزومی ندارد و بعد از تفکیک به‌هنگام تنظیم تقسیم نامه رعایت حقوق و سهم هر یک از مالکان مشاع مطرح می‌گردد که با توافق نسبت به کسری و زیادت یا صلح و هبه رفتار خواهد شد؛ اما در افراز رعایت و توجه به سهم معادل حصه هر یک از مالکان مشاعی ضروری بوده و اگر این رعایت در ملک به عللی با توجه به تصرف شرکا و به وضـعـیـت دیـگر مقدور نباشد، باید تعدیل صورت گیرد و مقدار اضافی ملک که در سهم شریک قرار می‌گیرد، بهای آن تقویم و در صورت‌مجلس افراز قید شود.  ‌وکیل
  4. تفکیک فقط تقسیم ملک است؛ اما افراز تقسیم ملک توام با تعیین سهام مالکان مشاعی است و قطعات افرازی به نسبت سهم مالک مشاع به آنان اختصاص می‌یابد. به همین دلیل حالت اشاعه در افراز ضرورت دارد؛ ولی در تفکیک این ضرورت نیست و مالک می‌تواند ملک خود را با رعایت مقررات حاکم بر تفکیک ( ضوابط و مقررات شهرداری) به هر ترتیبی که می خواهد تفکیک نماید.  ‌
  5. سن مالک یا مالکان دخالتی در امر تفکیک ندارد؛  اما به صراحت ماده 313 قانون امور حسبی اگر  میان مالکان، محجور یا غایب باشد، تقسیم با دادگاه خواهد بود.  ‌
    در تفکیک توجهی به مقدار سهم مالکان در کل 6 دانگ لزومی ندارد و بعد از تفکیک به‌هنگام تنظیم تقسیم نامه رعایت حقوق و سهم هر یک از مالکان مشاع مطرح می‌گردد که با توافق نسبت به کسری و زیادت یا صلح و هبه رفتار خواهد شد؛ اما در افراز رعایت و توجه به سهم معادل حصه هر یک از مالکان مشاعی ضروری بوده و اگر این رعایت در ملک به عللی با توجه به تصرف شرکا و به وضـعـیـت دیـگر مقدور نباشد، باید تعدیل صورت گیرد و مقدار اضافی ملک که در سهم شریک قرار می‌گیرد، بهای آن تقویم و در صورت‌مجلس افراز قید شود.
  6. تنظیم تقسیم نامه پس از تفکیک میان مالکان مشاعی برای استیلا بر سهم مفروزی ضروری است و چنانچه مالکان مشاع بعد از تفکیک برای تنظیم تقسیم نامه  میان خود توافق نداشته باشند یا قطعات تفکیکی را متفقاً انتقال ندهند، تفکیک اقدامی بی‌حاصل و کان لم یکن  تلقی شده و دراین شرایط با وجود صورت‌مجلس تفکیکی شرکا به ناچار باید تقاضای افراز نمایند ( افراز به  دلیل عدم توافق مالکان برای تنظیم تقسیم‌نامه.)  ‌
  7. درصورت اعتراض  به تفکیک از طرف یکی از شرکا، ادامه عملیات متوقف می‌شود و با رضایت معترض می‌توان ادامه اقـدام را انجام داد؛ ولی اعتراض به افراز درحین اقدام از شرکای دیگر پذیرفته نیست و پس از اتمام می‌توانند اعتراض  نمایند و رسیدگی به اعتراض نسبت به افراز ملک در صلاحیت مراجع قضایی است.
  8. ‌انجام عمل افراز یا عدم افراز در حکم رای مراجع قضایی است و با افراز ملک و عدم اعـتـراض در مـهـلت مقرر هر مالک مشاع می‌تواند بر سهم مفروزی خود تسلط پیدا نموده و با تسلیم سند مالکیت مشاع به واحد ثبت، سند مالکیت 6 دانگ قطعه اختصاصی را تقاضا و دریافت نماید. با توجه به این‌که چنانچه سرانه یا حق مرغوبیت به او تعلق گرفته، باید رسید تودیع آن به صندوق ثبت یا اقرارنامه رسمی ذی‌نفع را مبنی بر وصول این حق قبل از صدور سند مالکیت مفروزی به اداره ثبت تسلیم نماید.  ‌
  9. صورت‌مجلس تفکیکی ملک با انتقال قطعه یا قطعاتی از آن به غیر یا انتقال سهم مشاعی به شریک دیگر یا تنظیم تقسیم‌نامه یا به طور کلی تنظیم سندی قطعی بر روی آن اعتبار پیدا می کند؛ اما در افراز با انقضای مهلت اعتراض هر قطعه در سهم مالک آن مستقرگردیده و این امر با استقراع تعیین می‌شود. پس می توان گفت برای حصول نتیجه و تسلط بر سهم مفروزی، تفکیک، اقدامی 2 مرحله ای و افراز، اقدامی یک مرحله‌ای است. وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی
  10. تفکیک در اداره ثبت انجام می‌گیرد؛ اما افراز هم در اداره ثبت و هم در دادگاه  ‌
  11. در افراز رای صادر می‌شود؛ ولی در تفکیک صورتجلسه تفکیکی  ‌
  12. در افراز اجبار حاکم است؛ ولی درتفکیک مسامحه  ‌
  13. در تفکیک سهم  تمامی افراد جدا و ملک از حالت مشاع خارج می‌شود یا اگر مالک یک نفر باشد، ملک به قطعات کوچک‌تر تقسیم می‌گردد؛ اما در افراز فقط سهم خواهان جدا می‌شود و بقیه ملک مشاع باقی می‌ماند.  ‌
  14. در صورتی که بر تفکیک اعتراض شود، موضوع اعتراض در اداره ثبت رسیدگی می‌شود؛ اما اگر بر افراز اعتراض گردد، پرونده جهت بررسی به دادگاه ارسال می‌شود. وکیل

نوشته وکیل افراز و تفکیک ملک مشاعی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%aa%d9%81%da%a9%db%8c%da%a9-%d9%85%d9%84%da%a9-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/ 0
وکیل الزام به تنظیم سند رسمی http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%b3%d9%85%db%8c/ http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%b3%d9%85%db%8c/#respond Sat, 27 Jun 2015 09:47:46 +0000 http://gaemmagami.com/?p=42 وکیل الزام به تنظیم سند رسمی قولنامه حاوی یک تعهد و قول است وقتی خریدار و فروشنده قصد انجام دادن معامله را دارند ولی هنوز مقدمات لازم را فراهم نکرده اند قراردادی می بندند که در آن دو طرف تعهد میکنند که معامله را با شرائط معین و ظرف مهلت خاص انجام دهند این توافق ...

نوشته وکیل الزام به تنظیم سند رسمی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
وکیل الزام به تنظیم سند رسمی

قولنامه حاوی یک تعهد و قول است وقتی خریدار و فروشنده قصد انجام دادن معامله را دارند ولی هنوز مقدمات لازم را فراهم نکرده اند قراردادی می بندند که در آن دو طرف تعهد میکنند که معامله را با شرائط معین و ظرف مهلت خاص انجام دهند این توافق ها مشمول ماده۱۰قانون مدنی است. وکیل الزام به تنظیم سند رسمی

الزام به تنظیم سند عنوان بسیاری از دعاوی است که بر اساس قولنامه مطرح می شود باید قولنامه و انواع آنرا بشناسیم در بعضی قولنامه ها فقط تعهد به بیع است و در برخی دیگر بیع واقع شده است اولی را قولنامه می نامند و دومی را بیع نامه آنچه که تفکیک این دو را فراهم میسازد یک تفکیک مطلق و کامل نیست و اسم قرارداد این امر را مشخص نمی کند بلکه این مفاد آن است که این تفکیک را فراهم می نماید.

از بحث در درباره نظر علمای علم حقوق درباره قولنامه یا بیع نامه بگذریم اولین اثر حقوقی قولنامه چه آنرا قولنامه( تعهد فروش )بنامیم یا مبایعه نامه (سند فروش) تنظیم سند رسمی است آنچه مهم است این است که سند مثبت وقوع معامله و مالکیت باشد و حال آنکه قولنامه چنین اثری را ندارد یعنی تا فروشنده در دفتر اسناد رسمی ملک را منتقل نکرده است نه خریدار می تواند ادعای معامله را بنماید نه اشخاص ثالث می توانند به وقوع معامله بین طرفین استناد کنند در روند عادی طرفین در دفتر خانه حاضر  و با رعایت تشریفات لازم اقدام به ثبت مالکیت می کنند این مهم ترین اثر حقوقی قولنامه است حال اگر یکی از طرفین معامله  از تعهدات خود سر باز زند چه؟

در این فرض مهم ترین اثر قولنامه که تنظیم سند و انتقال است آشکار می شود که متعهدله می تواند الزام متعهد را به انجام تعهد بخواهد محکمه نیز با توجه به مفاد قراردادواوضاع  احوال و مفاد آن وامارات و قراین حکم خود را صادر می کند و تا زمانی که به این تعهد عمل نشود همچنان به قوت خود باقی است  حتی مرگ متعهد نیز نمی تواند تعهد را از بین ببرد و این تعهد به وراث منتقل می شود (مواد۸۶۸و۸۶۹ قانون مدنی) و در صور امتناع ایشان الزام آنها را به تنظیم سند بخواهد پس این قرارداد را قولنامه بنامیم یا بیعنامه اگر دارای شرایط صحت معامله باشد و طرفین نیز شرایط لازمه را داشته باشند مقدمه انتقال است و محاکم نیز معمولا اینگونه نظر می دهند. وکیل

اصطلاحاتی که در ستون خواسته در مورد الزام به تنظیم سند بکار میرود

  1. الزام خوانده به حضور در دفتر اسناد رسمی و انتقال و تنظیم سند…یک باب منزل… که عرصه آن موقوفه است.
  2. الزام به انتقال رسمی مالکیت.
  3. الزام به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی و تنظیم و امضاء سند انتقال رسمی پلاک….
  4. الزام خوانده به تنظیم سند رسمی…دانگ مشاع.
  5. الزام به انجام تعهد مبنی بر تنظیم سند انتقال.
  6. الزام خوانده به حضوردر دفاتر اسناد رسمی و امضاءسند انتقال.
  7. الزام به تهیه مقدمات و تنظیم سند رسمی (افراز)و اقدامات اولیه در جهت نقل و انتقال
  8. الزام به تحویل مورد معامله.
  9. مطالبه وجه التزام
  10. به همراه متعلقات .تلفن … انباری پارکینگ قدر السهم از عرصه و بنا و مشاعات و مشترکات و منصوبات
  11. الزام به تنظیم سند رسمی و انتقال ششدانگ پلاک…به اضافه یک خط تلفن به شماره. وکیل الزام به تنظیم سند رسمی

مواد قانونی و اصول مورد استناد

  1. اصل لزوم معاملات و اصل صحت معاملات
  2. مواد۱۰و۱۹۰و۱۹۱و ۲۱۹و۲۲۲و۲۲۳قانون مدنی
  3. آیه شریفه اوفوا بالعقود(آیه مبارکه ۱ سوره مائده)

اقدامات دادگاه برای الزام به تنظیم سند

  1. احراز مالکیت خوانده:از طریق استعلام ثبتی (اگر شماره پلاک در قولنامه اشتباه ثبت شده باشد دادگاه آنرا اصلاح می کند و حکم به انتقال می دهد)
  2. احراز مالکیت خوانده بر تبعات مبیع :در مورد تلفن استعلام از طریق اداره مخابرات
  3. احراز تادیه قسمتی از ثمن (پیش پرداخت)و محاسبه مابقی ثمن و قید درحکم :در مورد چک استعلام از طریق بانک
  4. احراز انجام معامله و قرارداد از بررسی اسنادو اظهارات طرفین وشهود :ملاحظه اصل مبایعه نامه.توجه به دفاعیات خوانده.توجه به اهلیت طرفین.توجه به نحوه تحریر سند عادی. توجه به مفهوم و ماهیت سند تنظیمی و شروط و تعهدات طرفین
  5. احراز هویت وشناسای فروشنده وخریدار در صورت فوت آنها ورثه با ملاحظه انحصار وراثت
  6. تحقیق راجع مورد معامله اگر در رهن بانک باشد تعیین و احراز میزان بدهی …و با حفظ حقوق مرتهن و یا بازداشت کننده مقدم حکم به الزام به انتقال داده شود
  7. توجه به هزینه های انتقال سند وعهده ار بودن آن از سوی طرفین:هزینه های لازمه بطور معمول برای انتقال (مالیات  و عوارض شهرداری )بر عهده مالک و هزینه تحریر سند بالمناصفه بر عهده طرفین  است
  8. انجام هر گونه تحقیق و اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد :مثلا در مورد تملک مالکانه معاینه محل برای احراز تصرفات . وکیل

 ارشاد و توجهات خواهان و تذکرات مربوط به او

  • اشاره به تحویل مورد معامله یا در صورت عدم تحویل درخواست تحویل مورد معامله یا خلع ید پس از اخذ سند مالکیت  دعوی خلع ید را وقتی می توان طرح کرد که مالکیت خواهان استقرار یافته باشد  ووقتی دادخواست الزام به تنظیم سند داده می شود تا مادامیکه حکم به نفع خواهان صادر نشده و اجرا نشده و سند بنام و مالکیتش استوار نشده نمی توان این دعوی را طرح کرد و قابلیت استماع تاآن زمان ندارد. وکیل الزام به تنظیم سند رسمی
  • اشاره به نحوه تادیه ثمن و قسمتی که تادیه شده است و نحوه پرداخت و ارایه دلایل لازمه
  • اشاره به ممنوع المعامله بودن یا نبودن فروشنده
  • طرح دعوی بر علیه وراث در صورت فوت فروشنده و توجه به اهلیت خوانده ومعامله و طرح دعوی بر علیه نمایندگان قانونی و در هنگام سازش توجه به محدودیتهای قیم در صلح دعاوی مولی علیه:توجه به اینکه همسر متوفی از عرصه ارث نمی برد و مالکیتی بر عرصه ندارد پس اگر الزام به تنظیم سند در مورد عرصه است دعوی توجهی به او نمی کند اگر در بین وراث صغیر است دعوی به طرفیت قیم باید طرح شود هر چند اسم او بعنوان خوانده ذکر می شود  و اگر به سن بلوغ رسیده باشد به دستور ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی که هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر ثابت شود و دلیل حجر او ارایه شود والا دعوا باید بر علیه خود او طرح نمود نه قیم یا ولی او
  • تقاضای معاینه محل وتحقیق محلی و ملاحظه پرونده ثبتی از دادگاه
  • درخواست دستور موقت بر منع نقل وانتقال و یا قرار تامین خواسته :والا در صورت انتقال از سوی خوانده خواهان را درگیر دعاوی می کند که نیاز به صرف وقت و هزینه است چون کلاهبرداری و انتقال مال غیر و ابطال سند یا قرارداداست و همچنین در صورتی که فروشنده به دیگران بدهکار باشد از توقیف وموضوع عملیات اجرای واقع شدن جلوگیری می کند( به بند ۱ دفاعیات خوانده به مسائل مطروحه دقت شود)…
  • در طرح دعوی الزام به تنظیم سند انتقال عرصه و اعیان خواسته شود و توجه به تبعات مبیع بشود و انتقال همه آنها خواسته شود از جمله پارکینگ و انباری و تلفن و…خواسته شود والا مجددا باید دادخواست داده شود.
  • توجه به الباقی ثمن و هزینه های  انتقال سند و توضیح برای دادگاه برای محاسبه مابقی ثمن معامله (و احیانا تقاضای کسرو تهاتر خسارات و وجه التزام)
  • استناد به اسقاط شروط فسخ قراردادعادی وقطعیت قرارداد بیع نامه بودن آن
  • عدم قید به تنظیم سند رسمی در سند عادی موجب نمی شود فروشنده از تنظیم سند رسمی خوداری کند چرا که تنظیم سند بعد از نقل وانتقال صحیح شرعی از تبعات و ملحقات عرفی و فروش ملک است که هر گاه فروشنده مبادرت نورزد وظیفه دادگاه است که وی را ملزم به انجام آن نماید. وکیل
  • با ایجاد ایجاب و قبول عقد محقق می شود و لو به صورت سند ثبت نشود و مبیع با قیمت کارشناسی در زمان عقد محاسبه و مورد معامله قرار می گیرد
  • تحویل یاعدم تحویل مبیع شرط صحت عقد نمی باشد ماده ۳۶۴ قانون مدنی و طرفین مکلف به انجام تعهددر خصوص تحویل و تادیه ثمن در موعد آن هستندو می توان طبق ماده ۳۴۱قانون مدنی برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تمام یا قسمتی از ثمن اجلی قرار داد
  • با توافق می توان مبلغ ودیعه مستاجر را به عنوان قسمتی از ثمن مورد محاسبه قراردادو یا مطالباتی که موخر از تنظیم قرارداد باشد و اگر توافق نباشد باید توجه داشت که می توان بدهی کسی را پرداخت لاکن برای محاسبه و مطالبه باید این پرداخت منوط به اذن باشد و الا حق مطالبه وجود ندارد
  • خواهان که تعهد طرف را می خواهد یا خود به تعهد ات خود در مواعد مقرریا پذیرفتنی عمل کرده است
  • در مورد اموال منقول مانند اتومبیل که نیاز به تنظیم سند برای شناسای مالک است مالکیت از تاریخ قراردادحاصل می شود و تنظیم سند رسمی از جمله تشریفات تلقی می شود که باید انجام شود
  • دعوی جلب ثالث و ورود ثالث اعتراض ثالث و…باید به طرفیت تمامی طرفین دعوا طرح شود و الا دعوا به کیفیت طرح شده قابلیت استماع ندارد
  • اگر فروشنده به وکالت تنظیم عقد کرده و اصل سند در دست نیست از دادگاه تقاضا شود از محضر مزبوراستعلام و رونوشت اخذ شود
  • طرفین می توانند هر شرطی را در قرارداد قرار دهند در این زمینه مقررات مربوط به شرایط ضمن عقد مراجعه شود.
  • اگر اظهاراتی در پرونده کیفری یا پرونده حقوقی باشد و قصد استناد به آن باشد از دادگاه تقاضا شود و به آن استناد داد گاه باید پرونده مزبور را مطالبه و مطالعه ودر صورت جلسه خواهدآورد. وکیل الزام به تنظیم سند رسمی

 نحوه دفاعیات خوانده و برخورد خواهان  و محاکم

  1. خوانده اظهار می دارد ملک مورد دعوی رااز طریق سند رسمی به غیر فروخته شده است:
    در این موردخواهان علاوه بر الزام به تنظیم سند رسمی دادخواستی به خواسته صدور حکم به بطلان معامله و ابطال  سند انتقالی در دفتر خانه …و انتقال به… می دهد و تقاضای دستور موقت مبنی بر منع نقل و انتقال پلا ک میکند و چنین دفاع می کند :با تنظیم مبایعه نامه براساس ماده ۳۶۲ قانون مدنی به مجرد وقوع عقد بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می شود و از تاریخ…مالکیت …نسبت به پلاک مذکور را به دیگری انتقال دهد و مطابق ماده ۳۶۵ قانون مدنی بیع فاسد اثری در تملک ندارد نتیجتا به لحاظ مراتب بیع باطل بوده است.(معامله موخر به لحاظ مستحق الغیر بودن مورد معامله باطل و بلا اثر است)
نوع دیگراستدلال خواهان این است : بموجب سند انتقال … را بادریافت بهای آن منتقل نموده لیکن خوانده با توجه به موضوع عقد بیع شرعیه و انتقال آن شرعا و قانونا مالک ملک موصوف نبوده است که به موجب سند انتقال شماره…دفتر… مورخ…منتقل نموده است با توجه به عقد بیع واقعه و تحقق مالکیت مشار الیه اقدامات مغایر این انتقال باطل خواهد بود لذا واگذاری بموجب ماده۱۱۷قانون ثبت و مصرحات قانون مدنی فاقد وجاهت قانونی است و ابطال سند انتقال و الزام تنظیم سند را خواستار است.

معمولا ذینفع سند رسمی دفاع می کند که سند عادی تاب معارضه با سند رسمی را مستندا به مواد ۴۷و۴۸ قانون ثبت ندارد.
دادگاه با توجه به اینکه تاریخ قرارداد موخر مقدم بر سند رسمی باشد چون شرعا و قانونا حق در مورد معامله نداشته است تا بتواند موضوع معامله مجددا قرار بگیرد و عقد بیع به موجب این سند موضوعیت نداشته و خلاف قانون است حکم به ابطال سند رسمی شماره…دفتر خانه…صادر و اعلام می دارد.

و به این ترتیب دادگاه پس از احراز انتقال ثانوی حکم به ابطال سند رسمی (و دادن گواهی به خواهان برای مراجعه به دفتر خانه مزبور و اخذ رونوشت داده است) و حکم به الزام به تنظیم سند رسمی در قبال بقیه ثمن معامله صادرمی کند.
علی لهذا اگر خوانده به ثالث مورد معامله را انتقال داده باشد خواهان به همراه الزام به تنظیم سند ابطال سند انتقال را نیز می خواهد.و الا به لحاظ عدم احراز مالکیت خوانده با استعلام ثبتی رد می شود و لو اگر خوانده دعوی الزام به تنظیم سند آنرا به ثالث وثالث به ثالث دیگر واگذار کرده باشد دعوای ابطال سند در مورد همه آنها باید داده شود.
البته در این موارد دعوای کیفری کلاهبرداری و انتقال مال غیر هم مطرح می گرددکه بنا به شرایط باید از آن استفاده شود. وکیل الزام به تنظیم سند رسمی

مسئله:اگربعد از تنظیم قولنامه بعدا در قولنامه جدیدی فی مابین همان متعاملین با شرایط جدید در مورد همان مورد معامله تنظیم شود (اگربین همان متعاملین نباشد که مشمول بند قبل است).ودعوی الزام به تنظیم سند بر اساس قرارداد اولی طرح شود؟

دفاع خوانده در قالب دعوی متقابل مبنی بر ابطال قرارداد اولیه است به این شرح است که این معامله معامله با غیر نمی باشد تا مستحق الغیر باشد بلکه طرفین موضوع قراردادراموضوع قرارداد دیگری قرار داده اند چنانچه این معامله را دلالت بر اقاله و بلا اثر شدن این قرارداداول ندانیم مسلما تبدیل قرارداد اولیه به قراردادموخر با شرایط مقرر در قرارداد است و با استقرار رضایت طرفین بر قرارداددوم که افراد واحدی هستندموجبی برای بقاءواستمرارمفاد قرارداداولیه باقی نمی ماندوعملا قرارداداولیه را باطل و کان لم یکن کرده اند و با از بین رفتن اثر وجودی قرارداد اولیه به قرارداد موخر تبدیل و تغییر وضعیت داده است و این قرارداد اولیه تلویحا لغو و باطل است.و دیگر نمی توان بر اساس قرارداد اولیه الزام به تنظیم سند را خواست و چون دعوا بر اساس شرایط مقرر در قرارداد اولیه خواسته نشده است مردود است.

دفاع خواهان این است:با قرارداد اولیه دیگر حقی برای فروشنده باقی نمانده است و فروشنده دیگر مالکیتی نداردکه بتواند قرارداد ثانویه تنظیم کند

نظر دادگاه این است: سند اولیه ارکان یک بیع کامل شرعی و قانونی را دارد با تنظیم آن مورد معامله به ملکیت وتملک در آمده است وتا زمانی که بر اثر فسخ یا اقاله ویا ابطال و…از اعتبار نیفتاده است به استناد ماده ۲۱۹ و۲۲۰و۲۲۳ قانون مدنی معتبر بوده و نمی توان نسبت به مالی که مورد عقد بیع قرارگرفته است مجددامعامله ای انجام دادو وحدت متعاملین هم نمی تواند توجیه گر باشد. وکیل

مسئله ای دیگر:الف به ب بدهکار است و ب در قبال طلب خود اموالی از الف توقیف می کند ج دادخواست تقاضای توقیف عملیات اجرای و در جلسه دادرسی با اضافه نمودن خواسته ابطال عملیات اجرای را هم خواسته مدعی خریداری خانه از الف شده است و دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی برعلیه الف داده است و دستور موقت مبنی بر منع انتقال را هم خواسته است و از چکهای که بابت ثمن معامله داده است استعلام خواسته است.
ب اظهار می دارد الف فردی است فراری و قرارداد مزبور صوری است و امضاءچکها  رسید جعلی است ج دفاع میکند امضائات منتسب به الف است و ب حق اظهار نظروچنین ادعای را ندارد .

نظر دادگاه این است دادخواست اعتراض ثالث اجرای نسبت به توقیف پلا ک…در رابطه با اجراییه و تغییر به خواسته ابطال عملیات اجرای در جلسه دادرسی و الزام به تنظیم سند رسمی ادعای خوانده به صوری بودن معامله است که با ملاحظه چکهای موضوع قرارداد و تاریخ وصول آنها که اصل چک در بایگانی بانک…بوده و اصول توسط بانک تهیه و به پرونده تسلیم شده و ادعای صوری بودن موجه نمی باشد لهذا چون تاریخ معامله قبل از تاریخ چکهای طلب بوده است به این شرح رای به ابطال عملیات اجرای مربوط به پرونده…شعبه…مستندا به ماده ۱۴۷قانون اجرای احکام مدنی صادر می کند.جالب اینکه به تقاضای تجدید نظر از رای الزام به تنظیم سند کرده است که چون وی دخالتی در آن نداشته است رد گردیده است.

مسئله دیگر : دعوی اصلی الزام به تنظیم سند است و دستور موقت بر منع نقل وانتقال که وارد ثالث وارد دعوی شده وبا تقدیم دادخواست  تقاضا مبنی بر رفع دستور توقیف موقت داده و می گوید که بعلت طلبکار بودن اجراییه صادر و موضوع دعوی را می خواسته ام توقیف کنم که با لحاظ دعوی مزبور نتوانسته ام و دعوی مزبور صوری است.دادگاه با توجه به چکهای مبادله شده بابت ثمن معامله و دریافت وجه چکها از جانب فروشنده که مقدم بر تاریخ طرح دعوی ثالث بوده است دعوای ورود ثالث را رد می کند.

  • نماینده قانونی خوانده با ارایه حکم حجر و نظریه پزشکی قانونی و قیم نامه دفاع می کند که در زمان تنظیم مبایعه نامه مولی علیه  اش محجور بوده است و معامله وی بدون دخالت نماینده قانونی باطل بوده است.دادگاه ضمن رسیدگی در خصوص حجر  وبا احراز این امر به استناد ماده ۲۱۳ قانون مدنی که معامله محجورین نافذ نیست دعوی الزام به تنظیم سند را رد می کند.
    البته توجه شود برطبق مواد ۱۲۴۱قانون مدنی و۸۳قانون امور حسبی فروش اموال صغار بدون اجازه و تصویب دادستان صحیح و قانونی نیست و در صورت عدم وجود چنین تصویبی دعوی الزام به تنظیم سند رد می گردد.
  • خوانده ابرازمی دارد قرارداد قولنامه است ولازم الوفا نمی باشد وسندعادی ابرازی مورخ…چنانچه از متن آن پیداست قولنامه و یک شرط ابتدای و توافق برای انجام معامله بوده و بیع بطور صحیح و شرعی واقع نشده است تا تکلیفی قانونا بر عهده او باشد و با عدم احراز وقوع بیع دعوی خواهان مردود است و مطابق مواد۴۷و۴۸قانون ثبت قابل پذیرش نمی باشد و الزام به تنظیم سند را نمی تواند بخواهد
    نظردادگاه این است :نوشته و قولنامه به استناد ماده۱۰ قانون مدنی برای طرفین الزام آور است و توجه به جملات مبین اوصاف خریدارو مورد معامله و ثمن وتحویل مقداری از ثمن و تحویل مبیع و تصرف در مورد معامله که عرفا مالکانه است عدم رعایت مقررات مواد۴۶و۴۷قانون ثبت عقد بیع و معامله واقع شده را از اعتبار شرعی و قانونی هر چند واجد اعتبار سند رسمی ندانسته ولی با تصویب مواد۱۴۷و۱۴۸اصلاح قانون ثبت معاملات مقرره در اسناد عادی را نیز مورد پذیرش قانونگذار قرار گرفته لهذا قرارداد مزبور را دادگاه مبایعه نامه تلقی و با احراز وقوع عقد بیع بین طرفین حکم به الزام به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی و انتقال رسمی پلاک حکم می دهد.
    در پرونده ای دیگر دادگاه چنین نظر می دهد :در سند عادی هیچگونه وجهی بابت ثمن معامله از سوی خواهان به خوانده تحویل نگردیده است و تحویل مورد معامله هم با این سند صورت نگرفته است سند مدرکیه از حد قولنامه به معنی خاص خود به تعهد نسبت به انجام معامله تجاوز ننموده است وبرانجام عقد بیع که ایجاد مالکیت در بیع برای خواهان وثمن برای خوانده دلالت نمی نماید کما اینکه خواهان در دادخواست تقدیمی به لفظ قولنامه از آن نام برده است چون قولنامه بوده است و ایجاد الزام به تنظیم سند رسمی انتقال نمی نماید دعوی الزام به  انتقال رارد می کند. وکیل الزام به تنظیم سند رسمی
  • خوانده دفاع می کندکه قرارداد قولنامه است و برای عدم انجام تعهد وجه التزام معین شده است و وجه تخلفی را منظور کرده اند که جایگزین آن است و فقط خواهان آنرا می تواند مطابه نماید: نظر دیوان عالی کشور در این مورد این است: قرارداد ابرازی قراردادی است بین اصحاب دعوی جهت انجام معامله رسمی منعقد شده است که با توجه به عدم تحویل ملک و نیز عدم پرداخت وجه قرارداداز نظر موازین شرعی و قانونی تحقق نیافته با عنایت به اینکه ضمن قولنامه در مقام عدم انجام معامله وجه التزام معین شده است با این وصف هر یک از طرفین دعوی در مقام عدم انجام معامله ملزم به پرداخت وجه التزام می باشند یعنی با شرایط مندرج در قرارداد با هم انجام معامله را موکول به تنظیم سند رسمی کرده اند و تحویل و تحول هم انجام نشده و عقد بیع شرعا و قانونا محقق نگردیده است و در مقام امتناع هر یک از طرفین از انجام معامله رسمی وجه التزام معین شده است و با وجود این شرط در صورت تخلف از انجام شرط ملزم به انجام شرط مبنی بر پرداخت وجه التزام می باشد.البته این در موردی که طرفین برای عدم انجام تعهد وجه التزام قرار داده اند و آنرا بدل از اصل تعهد قرار نداده اند و پیش بینی طرفین این است که در صورت عدم انجام تعهد باید هم تعهد انجام شود و هم وه التزام پرداخت شود متفاوت است در این موارد گنجاندن و وجود شرایط وجه التزام در قرارداد مبین استحکام قرارداد است.
    در پرونده ای خوانده دفاع می کند قرارداد قولنامه است و بیع نامه نمی باشد و دلالت بر وقوع عقد بیع ندارد بلکه حاکی از توافق به انجام عقد بیع در آینده می باشد و در بند…طرفین تعهد کرده اند که معماله رسمی را از ساعت… مورخ…در دفتر … انجام دهند و در بند… پیش بینی کرده اند که در صورت استنکاف هریک از طرفین از نجام معامله یا تخلف از شرائط و تعهدات موجب پرداخت …مبلغ است که به وسیله متخلف از اجرای هر یک تعهدات به دیگری بپردازد و نخواسته اند عقد بیع را با تنظیم قرارداد واقع سازند  وقوع عقد بیع را موکول به حضور در دفتر اسناد رسمی کرده اند و خواهان حق عینی نسبت به موضوع قرارداد پیدا نکرده است و مطالبه وجه هم نیاز به طرح دعوی مستقل دارد و  به استناد بند۱ ماده ۴۶ و ۴۷ قانون ثبت سند مزبور و لو بیع تلقی شود پذیر فتنی نیست .و از سوی وی به شخص ثالثی منتقل شده است دادگاه نظر می دهد فروش ملک از سوی فروشنده به ثالث خارج از فرضی است که برای خیار فسخ می توانسته استفاده بکند و نقل و انتقال ثانی را انجام داده است و اراده خود را برای فسخ اعلام نداشته است و سند ثانی باطل است چرا که بیع فاسد به استناد ماده۳۶۵ قانون مدنی اثری در تملک ندارد.
  • خوانده دفاع می کند مقداری از ثمن پرداخت نشده است: دادگاه نظر می دهد هر معامله واقعه محمول بر صحت است وتا زمانی که فسخ یا ابطال آن  ثابت نشده طرفین باید شروط و تعهدات آنرا رعایت نماید.
    و یاخوانده اظهار می دارد ثمن منظور در قرارداد به وی تادیه نشده است که اگر ذیل قرارداد را امضاء کرده باشددادگاه با احراز اصالت قراردادو اینکه خوانده به خط خود در ذیل قرارداد پرداخت را گواهی کرده است ادعای عدم وصول را رد می کند.
  • سند عادی به اکراه واجباریا حیله و تقلب اخذ شده است و هیچ وجهی بابت آن پرداخت نشده است ویا اضافه می کندمبلغ نوشته شده در قرارداد قابل حمل و نقل نیست وهیچ چکی هم صادر نشده است:در اینمورد دادگاه برای ادعای اجبار و انکار دلیل می خواهد و به لحاظ عدم اتکاء به دلیل این ادعا راغیرموجه و مردود اعلام می کند . بر اساس اصل حاکمیت اراده افراد و تنظیم قراردادهای خصوصی به موجب ماده۱۰قانون مدنی برعقد بیع قرار گرفته و با رعایت شرایط صحت سند تنظیم گردیده است .
    و یا نحوه دیگر ادعا این است که معامله به صورت صوری انجام شده است باید دلیل آورده شود و الا به لحاظ فقدان دلیل و  اقرار به امضاء ذیل سند و…خوانده را محکوم خواهد کرد.
  • خوانده سند را تکذیب و انکار می نماید:دادگاه باید به اصالت سند و کشف حقیقت اقدام کند از این موارد وظیفه اثبات بر عهده خواهان می باشد.
    چرا که تعهد همیشه یک رابطه حقوقی دو طرفه است و بر طبق ماده۱۸۳قانون مدنی تعهدات دو طرفه باید مورد پذیرش و قبول دو طرف باشد .و عقد بیع به ایجاب و قبول واقع می شود و توالی عرفی ایجاب وقبول از شرائط صحت عقد است و با فرض عدم امضاء اثری بر قبولی در تحقق و پیدایش عقد بیع ندارد واین چنین سندی ساختگی است. وکیل
    و یا نسبت به آن (یا متن یا قسمتی از متن یعنی قولنامه مخدوش است و یا امضاء سند) ادعای جعل می کنددادگاه در این موارد وارد رسیگی شده اگر خوانده به استفاد از سند مجعول باقی باشد از طریق کارشناس رسمی وارد رسیگر شده و توجه به این نکته شود اثبات ادعای جعل و ارایه دلایل آن برعهده مدعی جعل است بر خلاف ادعای انکار و تردید است
  • طرح دعوی متقابل فسخ یا ابطال قرارداد عادی و خلع ید و مطالبه اجرت المثل(اگر مورد معامله تحویل شده است):مثلا :خواهان در موعد مقرر حاضر نشده است و وی گواهی عدم حضور در یافت داشته است و اظهار نامه داده است تا برای در یافت وجه مراجعه نماید (خواهان در اینموارد باید جواب اظهارنامه را بدهد و الزام به تنظیم سند را بخواهد) و وی قرارداد را با توجه به شروط پیش بینی شده فسخ شده اعلام کرده است در اینمورد خوانده باید حق فسخ را در صورت عدم حضور یا عدم تادیه ثمن پیش بینی کرده باشد قراردادن حق فسخ مخالفتی با مقتضای ذات عقد بیع ندارد  و باید موعد و ترتیب پیش بینی شده برای فسخ را رعایت نموده باشد.
  • و الا دعوی رد می شود چرا که ضمانت اجرای عدم انجام تعهد ات در قرارداد (بدون شرط یعنی توافق طرفین مطابق مقرارت مربوط به شرط درعقد)تحقق حق فسخ ویا بطلان معمله نمی باشدو هر معامله واقعه محمول بر صحت است وتا زمانی که فسخ یا ابطال آن  ثابت نشده طرفین باید شروط و تعهدات آنرا رعایت نمایند.
  • طرح پرونده:خوانده اعلام می کند با خواهان شریک کاری بوده است مورد معامله را خریداری کرده اند  و به طور صوری ۳ دانگ مشاع آنرا به طور قولنامه ای بنام خواهان کرده است در قبال دریافت و قرض نیمی از پول خانه  و ۳ دانگ دیگر را در رهن وی قررار داده است و خواهان که مدعی است ۳ دانگ دیگر که در رهن وی می باشد چطور ممکن است نیمی از پول خانه را داده باشد هم ۳ دانگ در رهن ببرد و هم ۳ دانگ را باقولنامه بخرد.دادگاه نظر به اقرار خوانده به تنظیم سند در خصوص نیمی ۳ دانگ مشاع و احراز مالکیت وی را ملزم به تنظیم سند می نماید.
  • مدعی وقوع اشتباه در تنظیم قرارداد است مثلا: ایراد به اشتباه  در متراژ مورد معامله:دادگاه بر فرض اثبات این اشتباه که مدعی وقوع اشتباه باید آنرا اثبات نماید اگر اشتباه خللی به اصل قرارداد و توافق و تحقق بیع وارد نکند مثلا در این فرض اشتباه در مترا ژ تاثیری در اصل توافق ندارد  طبق ماده ۱۰و۱۹۰و۱۹۱ قانون مدنی حکم  به تنفیذ آن می دهد و موردی برای استنکاف از تعهد به تنظیم سند نمی باشد.
  • خوانده اعلام می کند در امر فروش دخالتی نداشته است و اذن و اجازه نداده است وچنین معامله ای باطل است ومنشا چنین الزامی قرارداد یا قانون است و نمی توان کسی را ملزم به امری نمود که در ایجاد آن نقشی نداشته است.
    و یا معامله کننده  وکیل  و مدیر و… بوده است که رعایت غبطه و صلاح وی را نکرده است و چون به نیابت از وی اقدام کرده در صورتی اقداماتش نافذ است که خیانت نکرده باشد و در حدود اختیاراتش عمل نموده باشد که تقاضای ابطال معامله را دارد. وکیل الزام به تنظیم سند رسمی

 

نوشته وکیل الزام به تنظیم سند رسمی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%b2%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%b3%d9%85%db%8c/feed/ 0
وکیل صورت مجلس تفکیکی http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%aa%d9%81%da%a9%db%8c%da%a9%db%8c/ http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%aa%d9%81%da%a9%db%8c%da%a9%db%8c/#respond Sat, 27 Jun 2015 09:39:55 +0000 http://gaemmagami.com/?p=37 وکیل صورت مجلس تفکیکی اصطلاح تفکیک در حقوق جدید ایران پدید آمده و به مفهوم افراز و تقسیم نزدیک است. لکن با آنها فرق دارد زیرا همانگونه که در مبحث قبل گفته شده در افزار باید حالت اشاعه وجود داشته باشد ولی در تفکیک وجود حالت اشاعه ضرورت ندارد به عبارت ساده تر در افراز ...

نوشته وکیل صورت مجلس تفکیکی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
وکیل صورت مجلس تفکیکی

اصطلاح تفکیک در حقوق جدید ایران پدید آمده و به مفهوم افراز و تقسیم نزدیک است. لکن با آنها فرق دارد زیرا همانگونه که در مبحث قبل گفته شده در افزار باید حالت اشاعه وجود داشته باشد ولی در تفکیک وجود حالت اشاعه ضرورت ندارد به عبارت ساده تر در افراز تعداد مالکین مشاعی باید از 2 نفر بیشتر باشند ولی در تفکیک حتی یک نفرهم که مالک شش دانگ ملکی باشد می توان آنرا به قطعات متعددی که قانوناً مقدور باشد تفکیک نماید که روش انجام انجام عمل تفکیک به شرح زیر بیان می شود :

مراجعه متقاضی به دفترخانه و اخذ درخواست تفکیکی و ارائه آن به ثبت محل به ضمیمه نقشه تفکیکی که خود تهیه نموده باشد.وکیل
دستور ثبت درخواست در دفتر اندیکاتور و ارجاع به نماینده جهت اقدام
ارسال درخواست تفکیکی به بایگانی جهت پیوست پرونده و تسلیم آن به نماینده
بررسی و تهیه نامه جهت ارسال نقشه به شهرداری برای تایید عنداللزوم
امضاء نامه بوسیله مسئول مربوطه و صدور آن
برگشت پرونده به بایگانی و ضبط آن تا وصول پاسخ شهرداری مراجعه متقاضی به ثبت پس از گذشت دو ماه از تاریخ تسلیم نامه به شهرداری در صورت عدم وصول پاسخ از شهرداری جهت ادامه عملیات تفکیک – وکیل صورت مجلس تفکیکی
وصول پاسخ از شهرداری منضم به نقشه تایید شده
دستور ثبت نامه شهرداری در دفتر اندیکاتور و تعیین وقت مراجعه بعدی بوسیله مسئول مربوطه و اعلام آن به متقاضی
ثبت نامه در دفتر اندیکاتور
ارسال سوابق به بایگانی جهت ضبط تا مراجعه متقاضی در روز تعیین شده
مراجعه متقاضی در روز مقرر و ارسال سوابق نزد مسئول مربوطه جهت تعیین نماینده و نقشه بردار
تعیین نماینده و نقشه بردار بوسیله مسئول مربوطه جهت عزیمت به محل
تودیع فوق‌العاده ماموریت و هزینه سفر نماینده و نقشه بردار در صورت تعلق
عزیمت نماینده و نقشه‌بردار به محل همراه متقاضی با در دست داشتن پرینت اولیه نقشه کاداستر از محل وقوع ملک
معرفی ملک بوسیله متقاضی و تشخیص حدود توسط نماینده و برداشت نقشه و ارزیابی توسط نقشه بردار و تعیین وقت مراجعه بعدی متقاضی
ترسیم نقشه تفکیکی و تنظیم برگ ارزیابی بوسیله نقشه بردار و تهیه صورت جلسه تفکیکی بوسیله نماینده و امضاء آن بوسیله نقشه بردار و نماینده و متقاضی
ارائه گزارش نماینده و نقشه بردار به مسئول مربوطه منضم به صورت جلسه و نقشه تفکیکی وکیل
گواهی دفتر بازداشتی مبنی برعدم بازداشت
بررسی مسئول اداره و دستور به واحد کاداستر جهت بروزرسانی نقشه های کاداسترو ثبت دفتر اندیکاتور و ارجاع به حسابداری جهت اخذ هزینه تفکیک
ارسال پرونده به حسابداری جهت محاسبه هزینه تفکیک
پرداخت هزینه تفکیک توسط متقاضی در بان
پیوست قبض پرداخت هزینه تفکیک به پرونده و ارسال آن نزد مسئول مربوطه جهت امضاء
کنترل و امضاء صورت مجلس تفکیکی بوسیله مسئول مربوطه
ارسال صورت مجلس تفکیکی به دفتر اندیکاتور جهت صدور و ارسال آن به دفترخانه
صدور صورت جلسه تفکیکی و ارسال آن به دفترخانه مربوطه
برگشت پرونده همراه با سوابق به بایگانی جهت ضبط در ردیف مربوطه- وکیل صورت مجلس تفکیکی

تذکر : لازم است اسناد مالکیت دارای مترا‍ژ و مساحت باشد زیراکه کلیه تفکیک ها اعم از عرصه و آپارتمان تحت نرم افزار انجام می شود

نکته : اگر مالک یک نفر باشد جهت چاپ سند مالکیت صورت جلسه تفکیکی به دفتر املاک ارسال خواهد شد اما اگر مالکین بیش از یک نفر باشند صورت جلسه تفکیکی به دفترخانه اسناد رسمی مربوطه ارسال تا فقط جهت تنظیم تقسیم نامه اقدام نماید سپس آن را به اداره ثبت تحویل داده تا فرایند چاپ سند مالکیت ادامه یابد.وکیل

نوشته وکیل صورت مجلس تفکیکی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%aa%d9%81%da%a9%db%8c%da%a9%db%8c/feed/ 0
وکیل خلع ید تصفیه http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%ae%d9%84%d8%b9-%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b5%d9%81%db%8c%d9%87/ http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%ae%d9%84%d8%b9-%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b5%d9%81%db%8c%d9%87/#respond Sat, 27 Jun 2015 09:38:20 +0000 http://gaemmagami.com/?p=35 خلع ید تصفیه خلع ید علاوه بر معنای لغوی دارای یک مفهوم فنی و اصطلاحی نیز می باشد که به توضیح آن می پردازد: خلع ید به لحاظ حقوقی عنوان دعوایی است که مالک یک مال غیر منقول (خانه،مغازه،زمین) بطرفیت متصرف غیر قانونی مال خود اقامه می کند و از دادگاه (امروزه شورای حل اختلاف) ...

نوشته وکیل خلع ید تصفیه اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
خلع ید تصفیه

خلع ید علاوه بر معنای لغوی دارای یک مفهوم فنی و اصطلاحی نیز می باشد که به توضیح آن می پردازد: خلع ید به لحاظ حقوقی عنوان دعوایی است که مالک یک مال غیر منقول (خانه،مغازه،زمین) بطرفیت متصرف غیر قانونی مال خود اقامه می کند و از دادگاه (امروزه شورای حل اختلاف) می خواهد که به روند تصرف غیر مجاز متصرف پایان بخشیده و ملک وی را از تصرف او خارج کرده و تحویل او بدهند، بعنوان مثال من دارای یک مغازه می باشم و به مسافرت می روم بعد از 2سال مراجعت می کنم و متوجه می شوم یکی از همسایگان مغازه از غیبت من سوء استفاده کرده و به تصرف مغازه پرداخته و در آن مبادرت به فروش لوازم یدکی اتومبیل می نماید،هر چند به او تذکر داده می شود حاضر نمی گردد مغازه را تحویل دهد اینجاست که من باید با در دست داشتن سند مالکیت به شورای حل اختلاف محل وقوع مغازه مراجعه کرده و با تنظیم دادخواست و طرح دعوی خلع ید بطرفیت متصرف که اصطلاحا غاصب تلقی می شود حق خود را مطالبه نمایم ،شرط اصلی جهت طرح دعوی مذکور داشتن مالکیت بلا منازع است یعنی باید سندی داشته باشیم که مالکیت ما را 100درصد ثابت کند مثل دفترچه مالکیت سیم سرب،یا حکم قطعی اثبات مالکیت.اما اگر واقعا مالک باشم اما مدرکی برای اثبات آن نداشته باشم و طرف مقابل هم ادعای مالکیت مرا قبول نداشته باشد اینجا باید ابتدا به دادگاه مراجعه کنم و دعوای اثبات مالکیت مطرح نمایم و با گرفتن حکم قطعی اثبات مالکیت دعوای خلع ید در شورای حل اختلاف مطرح نمایم والا موفق نمی شوم. وکیل خلع ید تصفیه

لازم به ذکر است دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی و تخلیه ید متفاوت است زیرا منشاء دعوای خلع ید غصب است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرف وجود ندارد اما در تخلیه قرارداد وجود دارد اما با وصف اینکه مدت اجاره پایان پذیرفته است مستاجر حاضر به تخلیه ملک نیست اینجا باید دعوای تخلیه مطرح کرد که در آن مالکیت عین ملک نیز شرط نیست همین که شما مالک منافع هم باشی کفایت می کند،تصرف عدوانی نیز که به دو صورت کیفری و حقوقی قابل طرح است باز موضوع فرق می کند در دعوای تصرف عدوانی حقوقی فقط اثبات سابقه تصرف کافی است و نیازی به اثبات مالکیت (عین و منافع)نیست همین که سبق تصرف خواهان و لحوق تصرف خوانده و عدوانی بودن تصرف ثابت شود کافی است اما در شکایت تصرف عدوانی کیفری که طبق ماده690 قانون مجازات اسلامی مصوب سال1375 مطرح می شود اختلاف نظر وجود دارد عده ای مالکیت را شرط می دانند اما عده دیگری فقط سبق تصرف را کافی می دانند که رویه قضایی نظر اول یعنی اثبات مالکیت را پذیرفته است. وکیل

دعوای خلع ید – به معنای اعم آن

مطابق یکی از تقسیم‌بندی‌های معقول، دعوای خلع ید -به معنای اعم آن- به 3 دسته از دعاوی تقسیم می‌شود: نخست، خلع ید به معنای اخص یا همان دعوای مالکیت که طی آن مالک ملک رفع تصرف دیگری را از ملک خود خواستار است؛ دوم، دعوای تخلیه ید که در آن عدم مالکیت خوانده بر ملک مورد نزاع و در مقابل، قانونی بودن تصرف خوانده بر آن مورد قبول طرفین دعوا بوده و خواهان ادعا دارد که ادامه تصرفات خوانده بر آن ملک، خلاف قرارداد یا قانون است و باید از آن رفع تصرف شود. بنابراین در دعوای خلع ید مبنای قراردادی بین خواهان و خوانده وجود دارد؛ قسم سوم دعاوی تصرف هستند که خود شامل دعاوی تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعت از حق بوده و ممکن است به صورت کیفری یا حقوقی مطرح شوند. وکیل خلع ید و تصفیه

‌در این نوشته کوتاه، امکان طرح این دعاوی و نحوه اجرای آنها در ملک مشاع به طور اختصار مورد بررسی قرار گرفته و در مورد دعاوی تصرف، به دعوای تصرف عدوانی در ابعاد کیفری و حقوقی در ملک مشاع پرداخته شده است. نتایج به دست آمده از این بررسی، تا حد امکان قابل تطبیق در مورد دعاوی مزاحمت و ممانعت از حق خواهد بود.لازم به ذکر است که تقسیم‌بندی مورد اشاره از نظر نگارنده یک تقسیم‌بندی معقول و روشن است که با مواد قانونی هیچ تعارضی ندارد. بدیهی است که این تقسیم‌بندی منحصر نیست و تقسیم‌بندی‌های دیگری را هم می‌توان ارائه داد.

دعوای خلع ید به معنای اخص در ملک مشاع

در مورد امکان طرح این دعوا از طرف شریک مشاعی علیه شریک دیگر یا شخص ثالث، تقریباً مواد قانونی صریح بوده و اختلاف نظر خاصی مشاهده نمی‌شود. ماده 43 قانون آیین دادرسی مدنی در این باره مقرر می‌دارد: <در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از آن صادر شده باشد، از تمام ملک خلع ید می‌شود؛ ولی تصرف محکومله در ملک خلع ید شده مشمول مقررات املاک مشاعی است.>
منظور از قسمت اخیر این ماده در مورد مقررات املاک مشاعی عمدتاً مواد 576 و582 قانون مدنی است که تصرف هر شریک در ملک مشاع را منوط به اذن سایر شرکا دانسته و در صورت نبود اذن، متصرف ضامن است. بنابراین محکوم‌له در دعوای خلع ید -به مـعـنـای اخـص- در مـلک مشاع هنگامی می‌تواند تقاضای تحویل ملک متنازع‌فیه را به خود نماید که از سایر شرکا اذن داشته باشد. وکیل

در این رابطه یک رأی مشورتی از سوی اداره حقوقی قوه قضاییه به شماره 8358/7 مورخ 6 بهمن ماه 1377 صادر شده که به‌روشنی گویای این مطالب است: <چون حسب مواد 581 و 582 قانون مدنی، هیچ یک از شرکا بدون اجازه سایر شرکا حق دخل و تصرف در مال مشترک را ندارند، بنابراین چنانچه یکی شرکا بدون اجازه شریک دیگر در قسمتی از ملک مشاعی تصرف به عمل آورد، هریک از شرکا حق دارد درخواست خلع ید  ایشان را بنماید. در صورت خلع ید از متصرف، تحویل ملک به هریک از شرکا موکول به موافقت تمامی‌ شرکا می‌باشد. وکیل خلع ید و تصفیه

تفاوت خلع ید با تصرف عدوانی

دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی و تخلیه ید متفاوت است زیرا منشاء دعوای خلع ید غصب است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرف وجود ندارد اما در تخلیه قرارداد وجود دارد.

خلع ید به لحاظ حقوقی عنوان دعوایی است که مالک یک مال غیر منقول(خانه،مغازه،زمین)بطرفیت متصرف غیر قانونی مال خود اقامه می کند و از دادگاه(امروزه شورای حل اختلاف)می خواهد که به روند تصرف غیر مجاز متصرف پایان بخشیده و ملک وی را از تصرف او خارج کرده و تحویل او بدهند،لازم به تذکر است دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی و تخلیه ید متفاوت است زیرا منشا دعوای خلع ید غصب است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرف وجود ندارد. اما در تخلیه قرارداد وجود دارد. اما با وصف اینکه مدت اجاره پایان پذیرفته است  مستاجر حاضر به تخلیه ملک نیست اینجا باید دعوای تخلیه مطرح کرد که در آن مالکیت عین ملک نیز شرط نیست همین که شما مالک منافع هم باشی کفایت می کند،تصرف عدوانی نیز که به دو صورت کیفری و حقوقی قابل طرح است باز موضوع فرق می کند در دعوای تصرف عدوانی حقوقی فقط اثبات سابقه تصرف کافی است و نیازی به اثبات مالکیت (عین و منافع)نیست همین که سبق تصرف خواهان و لحوق تصرف خوانده و عدوانی بودن تصرف ثابت شود کافی است اما در شکایت تصرف عدوانی کیفری که طبق ماده690 قانون مجازات اسلامی مصوب سال1375 مطرح می شود اختلاف نظر وجود دارد عده ای مالکیت را شرط می دانند اما عده دیگری فقط سبق تصرف را کافی می دانند که رویه قضایی نظر اول یعنی اثبات مالکیت را پذیرفته است. با توجه به ق.آ.د.م  رسیدگی به دعوای خلع ید  در حیطه اختیارات دادگاه عمومی میباشدو دعوای تصرف عدوانی به انتخاب مدعی می باشد. وکیل

در مواردی هم مدعی طبق ماده ۶۹۰ ق.م عمل مینماید که از نظر مهلت و مدت شکایت محدودیت ندارد.

وجود اشتراک و افتراق خلع ید

  1. در دعوای تصرف عدوانی  رعایت تشریفات دادرسی لازم نمیباشد در صورتیکه در خلع ید رعایت این تشریفات لازم میباشد.
  2. هر دو دعوا قابلیت تجدید نظر را دارند.
  3. در خلع ید به موجب ماده ۱ قانون اجرای احکام حتماْ حکم باید قطعی و بعد اجرا گردد در صورتیکه در دعوای تصرف عدوانی چون بلا فاصله قابل اجرا میباشد نیازی به قطعی شدن و صدور اجراییه ندارد و درخواست تجدید نظر مانع اجرا نمیباشد. وکیل خلع ید و تصفیه

کسانیکه حق شکایت یا طرح دعوا را دارند

  1. در تصرف عدوانی لازم نیست شاکی مالک باشد بلکه مستاجر . مباشر .خادم . رعیت . کارگر و هر کس به نمایندگی یا به امانت مال غیر را متصرف است میتواند به قائم مقامی مالک طرح دعوی نماید.(ماده ۱۷۰ ق.آ.د.م)
  2. در دعوی خلع ید فقط اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی میتواند طرح دعوی نماید.

هزینه دادرسی خلع ید

  1. دعوی تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعت از حق غیر مالی میباشد.
  2. دعوی خلع ید در دعوی اموال غیر منقول مالی تلقی گردیده و از نظر پرداخت هزینه دادرسی بر مبنای ارزش معاملاتی املاک در هر منطقه عمل میشود و اختلاف و یا عدم اختلاف در مالکیت تاثیری ندارد.

رسیدگی

  1. در دعوی تصرف عدوانی خارج از نوبت و ملاک حد عرفی و تصمیم قاضی دادگاه میباشد.
  2. در دعوی خلع ید وقت تعیین میگردد.

اعتبار امر قضاوت شده خلع ید

  1. دعوای رفع تصرف عدوانی و خلع ید بطور همزمان یا جدا از هم قابل طرح در مراجع صالحه میباشد.
  2. اعتبار حکم قاضی در مورد تصرف عدوانی تا موقعی است که قاضی ماهوی حکم نداده است.
  3. حکمی که در خصوص دعوی رفع تصرف عدوانی صادر شده اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را ندارد بنابراین خواهان یا خوانده میتواند دادخواست خلع ید تقدیم دادگاه نماید ولی بالعکس حکم قاضی ماهوی اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را دارد و خواهان یا خوانده نمیتواند در خصوص همان موضوعی که قبلا مورد حکم واقع شده دعوی تصرف عدوانی را اقامه نماید. وکیل خلع ید و تصفیه

دعوای خلع ید، دعوای تخلیه، دعوای تصرف عدوانی

عدم آگاهی از اینگونه دعواها (خلع ید، تخلیه و تصرف عدوانی) و طریقه اقامه صحیح این دعاوی، متاسفانه سبب می شود،  بسیاری از افراد، پس از طرح دعوا و اطاله مدتهای دادرسی نتیجه مثبتی عایدشان نشود وحتی موجبات نا امیدی برای بسیاری، از قوه قضائیه می شود حال آنکه :

هر دعوای حقوقی که در محکمه مطرح می‌شود، دارای شرایط و ارکان جداگانه‌ای است. بنابراین رسیدگی به هر دعوا منوط به تحقق ارکان و شرایط تشکیل‌دهنده آن دعوا و مستلزم تقدیم دادخواست مطابق مقررات قانونی است و ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی مؤید این مدعاست.

زمانی که خواهان دادخواستی به خواسته خلع ید به دادگاه تقدیم می‌نماید، شرایط و ارکان تشکیل‌دهنده این دعوا اثبات مالکیت ، تصرف غاصبانه و یا در حکم غاصبانه خوانده دعواست.
در این شرایط خواهان باید دلایل مالکیت خود را به دادگاه تقدیم کند تا دادگاه پس از رسیدگی به دلایل مالکیت و احراز سایر شرایط دعوا در ماهیت موضوع حکم صادر نماید.
همچنان که معروف است، رسیدگی به دعوای خلع ید  فرع بر اثبات مالکیت است. حال در صورتی که اصل مالکیت خواهان محل نزاع واقع شده و دلایل و مدارک کافی برای اثبات مالکیت خود نداشته و مطالب و اظهارات وی حاکی از نوعی ادعای مالکیت باشد که احراز آن منوط به رسیدگی مستقل به این ادعاست، در اینجا دعوای خلع ید خواهان به‌ تنهایی قابلیت استماع نداشته و به استناد ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی قابل رد می‌باشد؛ چراکه خواهان ادعایی مطرح کرده که در ردیف خواسته نیامده است. وکیل

 

نوشته وکیل خلع ید تصفیه اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%ae%d9%84%d8%b9-%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b5%d9%81%db%8c%d9%87/feed/ 0
وکیل تصرف عدوانی http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%b9%d8%af%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/ http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%b9%d8%af%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond Sat, 27 Jun 2015 09:36:10 +0000 http://gaemmagami.com/?p=33 وکیل تصرف عدوانی از مهم‌ترین حقوق انسان‌ها همان حق مالكیت است كه خواه این حق بواسطه‌ی سند باشد یا بواسطه‌ ی ید دراماره‌ ی تصرف. وکیل تصرف عدوانی در فقه بنا به عقیده‌ی مشهور اماره ید كه مورد تأیید قانون مدنی هم قرار گرفته حاكی از این دارد كه هر شئ اعم از منقول یا ...

نوشته وکیل تصرف عدوانی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
وکیل تصرف عدوانی

از مهم‌ترین حقوق انسان‌ها همان حق مالكیت است كه خواه این حق بواسطه‌ی سند باشد یا بواسطه‌ ی ید دراماره‌ ی تصرف. وکیل تصرف عدوانی

در فقه بنا به عقیده‌ی مشهور اماره ید كه مورد تأیید قانون مدنی هم قرار گرفته حاكی از این دارد كه هر شئ اعم از منقول یا غیر منقول كه تحت تصرف و استیلاء شخص قرار دارد نشان دهنده این است كه این شئ از آن اوست و مدعی باید برای بدست آوردن و تصرف شئ كه نزد دیگری می‌باشد صرفاً می‌تواند اقامه دعوی و از ادله ی اثبات دعوی در صورت وجود استفاده كند تا مرجع قضایی حكم به نفع اودهد و او را به  عنوان مالك و متصرف حقیقی آن شئ یا حق بشناسد.

ید چارچوب مشخص و محدودی ندارد بلكه عامل اصلی در تشخیص آن عرف است و مفاد قاعده این است كه استیلا و سلطه فرد بر شئ،مثبت مالكیت آن شخص است مگر اینكه خلاف آن ثابت شود و طبق ماده‌ی 35 ق.م تصرف به عنوان مالكیت دلیل مالكیت است مگر اینكه خلاف آن ثابت شود. و در ماده 31 ق.م كه هیچ مالی را از تصرف صاحب آن نمی‌توان بیرون كرد مگر به حكم قانون. وکیل

پس هیچ كس حق ندارد مالی را كه در تصرف و اختیار دیگری است به نحو عدوان و ستم تصاحب و تصرف نماید مگر اینكه به طور قانونی این كار را انجام دهد و نمی‌تواند به وسیله‌ی قدرت شخصی، آن را از تصرف متصرف خارج سازد در غیر اینصورت غاصب محسوب می‌شود و به عنوان متصرف عدوان تحت پیگرد قرار می‌گیرد. قانون مدنی مضخص نكرده كه تصرف شخص درمال  باید مستقیم و بالمبا شره باشد یا اعم از بالمبا شره و با واسطه، ولی این نكته در آیین دادرسی مدنی مصوب 1318 تفسیر شده بود و ماده‌ی 745 آن قانون مقرر می‌داشت. تصرف اعم است از اینكه بالمبا شره باشد یا به واسطه مانند تصرف قیم و وكیل ومباشر از طرفی حقوقی زا كه افراد در ملك یا مال دیگری دارند باید همه به آن حقوق احترام قائل شوند مانند حق ارتفاق كه مورد حمایت ق.م در ماده‌های 95 ،97، 124 قرار گرفته است و اگر احیاناً حقوق این افراد ذیحق مورد ممانعت یا مزاحمت قرار گیرد دستگاه قضایی و ضابطان سریعاً با مزاحم یا ممانع برخورد قانونی لازم را لحاظ می‌كنند كه منابع این قوانین در این گونه موارد قانون مدنی(139-29)،آیین دادرسی(158-177) و حقوق جزا(693-692-691-690) می‌باشند.

حق انتفاع طبق ماده‌ی40 ق.م: عبارت است از حقی كه به موجب آن شخص می‌تواند از مالی كه عین آن ملك دیگری است یا مالك خاصی ندارد استفاده كند. و این حق بر اثر قرارداد به شخص واگذار می‌شود و كسی كه از این حق استفاده می‌كند منتفع می‌نامند و حق انتفاع از نوع حق عینی است و موضوع آن باید شئ مادی باشد و نسبت به اموال منقول و غیر منقول برقرار می‌شود و اقسام آن ممكن است عُمری، رُقبی و سُكنی باشد

در نهایت از آنكه فردی به حقوق او از ملكی ( كه در اینجا معمولاً غیر منقول است) مورد تجاوز قرار گرفته و می‌بایست  اقامه ی  یدعوی نماید. پس ابتدا به عنوان فصل مقدماتی به تعریف دعوا و حق و چگونگی  اقامه‌ی دعوی آن پرداخته‌ایم سپس به شرح دعوای تصرف در باب تصرف عدوانی می‌پردازیم و از آنجا كه این دعوا با غصب ارتباط نزدیك دارد آن دو را با هم مقایسه  می‌كنیم و در گام بعدی به دعوایی می‌پردازیم كه با حقوق ارتفاقی و انتفاعی افراد ربط دارند(دعوای مزاحمت، ممانعت از حق) و در مرحله‌ی بعد این سه نوع دعوی را با هم مقایسه و نقاط مشترك آنان را یادآوری می‌شویم و در گام نهایی طریقه شكایت و اقامه‌ی دعوی  از دعوایی مذكور و تجدید نظر درباره‌ی احكام آنها را بیان می‌كنی. وکیل تصرف عدوانی

تعریف تصرف و چگونگی آن

تصرف از نظر حقوق مدنی عبارت است از اینكه مالی اعم از منقول یا غیر منقول تحت اختیار كسی باشد و او بتواند نسبت به آن مال در حدود قانون یا عدوان تصمیم بگیرد. پس این تعریف تصرف با ید فقهی رابطه‌ی نزدیكی دارد و ید عبارت است از سلطه‌ و اقتدار شخص بر شئ به گونه‌ای كه عرفاً آن شئ در اختیار و استیلای او باشد و بتواند هرگونه تصرف و تغییری در آن به عمل آورد. وکیل

در دعوای تصرف عدوانی خواهان فقط كافی است كه سبق ید خود را اعم از مالكیت و یا تصرف به اثبات برساند تا بتواند متصرف را از ملك خویش رها سازد.

 

نوشته وکیل تصرف عدوانی اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%b9%d8%af%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/ 0
وکیل اجاره http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d9%87/ http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond Sat, 27 Jun 2015 09:35:05 +0000 http://gaemmagami.com/?p=31 وکیل اجاره – مشاوره حقوقی اجاره اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می‌شود، اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد اجاره را عین مستاجره گویند. اجاره در لغت از ریشه اجر به معنای رهانیدن، به فریاد رسیدن، چیزی را به فرد دادن می‌باشد. در اصطلاح ...

نوشته وکیل اجاره اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
وکیل اجاره – مشاوره حقوقی اجاره

اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می‌شود، اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد اجاره را عین مستاجره گویند.

اجاره در لغت از ریشه اجر به معنای رهانیدن، به فریاد رسیدن، چیزی را به فرد دادن می‌باشد. در اصطلاح عقدی است که به موجب آن مستأجر، در برابر مالی که به موجر می‌دهد، برای مدت معین مالک منافع عین مستأجره می‌شود. یعنی همان سلطه و اختیار استفاده مالک را از عین مورد اجاره دارد. بنابراین اجاره عقدی تملیکی و معوض و موقت می‌باشدوکیل اجاره .

اقسام اجاره

در قانون مدنی، اجاره بر سه قسم است:

  1. اشیاء
  2. حیوانات
  3. اشخاص

اجاره چیست؟

قرارداد اجاره در واقع قراردادی برای انتقال منافع است ( باید گفت هر شی ای از عین و منافع تشکیل شده است که عین در واقع همان موجودیت آن شی است که حاضر است و منافع چیزی است که از آن عین به صورت تدریجی حاصل می گردد با این حال ممکن است که خود این منافع در صورت تراکم به صورت عین در آیند جهت روشن شدن مطلب مثالهایی را مطرح می کنیم :

  • به طور مثال ساختمان یک عین است ولی استفاده ای که می توان از آن کرد منفعت آن است مثلا ً در آن زندگی کرد ، کار کرد یا
  • یا مثلا ً یک اسب یک عین است ولی استفاده ای که می توان از آن کرد منفعت آن است مثلا ً سوارکاری یا بارکشی منفعتی است که از این اسب حاصل می آید. وکیل
  • یا مثلا ً یک درخت یک عین است ولی میوه ای که از آن حاصل می آید منفعت آن است که در اثر مرور زمان حاصل شده و پس از تراکم ، خودش تبدیل به یک عین می گردد . حال عده ای از حقوقدانان در تعریف عین و منفعت اینگونه

بیان داشتند که : عین مالی است مادی که به صورت مستقل در خارج وجود دارد و قابل احساس با یکی از حواس ظاهره است و منفعت مالی است که استقلال نداشته و به تدریج از عین حاصل می گردد و ممکن است مادی و محسوس نباشد یا در نتیجه تراکم به صورت عین درآید ).

پس قرارداد اجاره در مورد منافع قابل انعقاد می باشد . سوالی که پیش می آید اینکه این منافع چه چیزهایی می توانند باشند ؟ که در پاسخ باید گفت بر طبق قانون مدنی می توان قرارداد اجاره را در مورد اشیا ، انسان و حیوان منعقد کرد با این حال پس ازتصویب قانون کار عده ای بر این عقیده اند که دیگر قانون مدنی در مورد اجیر کردن افراد ( اجاره اشخاص ) غیرکارآمد و متروک است و پس از تصویب قانون کار باید بر طبق آن روابط کارگر و کارفرما را بررسی کرد ، با این حال عده ای معتقد به بقای قانون مدنی هستند . ولی عملا ً بیشتر در این موارد بر طبق قانون کار رفتار می گردد مگر در مورد یکسری مسایل خاصوکیل اجاره .

اجاره حیوانات

در مورد حیوانات هم باید دانست که کماکان بر طبق این قانون امکان اجاره حیوانات برای کارهای مختلف به طور مثال کارهای کشاورزی ، بارکشی و …. وجود دارد .در مورد اشیا باید گفت که باید در میان اشیا بین املاک و سایر اشیا تفاوت نهاد و گفت که در مورد اجاره اشیا کماکانقانون مدنی حاکم است به طور مثال قراردادهای اجاره ماشین و … ولی در مورد اجاره املاک مقررات قدری متفاوت است.

اجاره املاک

در مورد اجاره املاک باید گفت که بحث اجاره املاک تجاری با املاک مسکونی تفاوتهایی دارد و در مورد اجاره املاک قوانین مختلفی طی سالها به تصویب رسیده اند  .وکیل

در این زمینه قانونی در سال 1356 به تصویب رسید که هنوز هم در مواردی قابلیت اجرایی دارد قانون دیگری نیز در این زمینه در سال 1362 به تصویب رسید و قانون دیگر که در واقع یک ماده واحده بود ( ماده واحده قانونی است که تنها دارای یک ماده می باشد ) در سال 1365 به تصویب رسید ونهایتا در سال 1376 آخرین قانون در این زمینه به تصویب رسید.

کلیات قانون 1356

در توضیح باید گفت که در قانون سال 1356 اجاره کلیه املاک اعم از مسکونی و تجاری مطرح گردیده بود و در این قانون گفته شده بود چه اجاره با سند عادی باشد چه با سند رسمی باشد و یا اینکه اصلا ً سند مکتوبی در این زمینه باشد یا نباشد قرارداد اجاره مشمول مقررات این قانون خواهد بود با این حال مواردی به صورت استثنایی در ماده 2 این قانون از شمول مقررات آن خارج گردیده بودند .  در مورد اجاره بها در این قانون آمده بود که میزان آن همان است که در اجاره نامه قید شده است و هرگاه اجاره نامه تنظیم نشده باشد ( همانطورکه گفتیم طبق قانون این سال نیازی نبود که حتما ً قرارداد اجاره به صورت مکتوب تنظیم گردد ) به میزانی است که بین طرفین مقرر و یا عملی شده است ( یعنی میزانی که عملا ً پرداخت می شده مورد قبول است ) و در صورتی که میزان آن معلوم نشود با رعایت مقررات این قانون از طرف دادگاه میزان اجاره بها به نرخ عادله روز تعیین می شود .
با این حال در این قانون مقرر گردیده که تحت شرایطی موجر یا مستاجر می تواند به استناد ترقی یا تنزل هزینه زندگی درخواست تجدیدنظر نسبت به میزان اجاره بها را بنماید .که در این صورت دادگاه با جلب نظر کارشناس اجاره بها را به نرخ عادله روز تعدیل خواهد کرد  وکیل اجاره.

بر اساس این قانون مستاجر نمی تواند منافع مورد اجاره را ( همان طور که قبلا بیان کردیم در عقد اجاره منافع منتقل می گردد ) کلا یا جزئا یا به نحو اشاعه به غیر انتقال دهد یا واگذار نماید مگر اینکه کتبا این اختیار به او داده شده باشد .از جمله نکات دیگری که در این قانون مقرر گردیده در مورد حق کسب و پیشه و نحوه انعقاد قرارداد اجاره است و همچنین مواردی که کماکان بر طبق این قانون اجرا می گردد که در مقاله های بعدی طرح خواهند گردید .

در مورد قراردادهای اجاره ای که کماکان بر طبق قانون سال 1356 می توان در موردشان نظر داد و عمل کرد باید گفت : کلیه قراردادهای اجاره ای که قبل از سال 1376 ( سال تصویب قانون موجر و مستاجری که بر طبق آن کلیه قراردادهای اجاره چه در مورد املاک مسکونی چه در مورد املاک تجاری تحت شمول این قانون درآمدند .) در مورد املاک تجاری منعقد گردیدند و کماکان مدت اجاره منقضی نگردیده یا اجاره هایی که بر طبق قانون سال 1356 بوده و پس از انقضای مدت آن قرارداد اجاره ، بعد از سال 1376 مجددا ً تمدید گردیده است .حال در مورد حق کسب یا پیشه یا تجارت جالب ترین نکته این است که این حق صرفا در مورد املاک تجارتی ای که در یکسری شهرهایی که در یک لیست مشخص تعیین گردیده است قابل دریافت است.

نکته دیگر اینکه هرگاه مستاجر محل کسب به موجب اجاره نامه حق انتقال به غیر داشته باشد می تواند برای همان شغل یا مشابه آن منافع مورد اجاره را با سند رسمی به دیگری انتقال بدهد . حال اگر حق انتقال به غیر سلب شده باشد یا اجاره نامه ای در بین نبوده و مالک راضی به انتقال به غیر نباشد باید در مقابل تخلیه مورد اجاره حق کسب یا پیشه یا تجارت را به مستاجر بپردازد.

باید توجه داشت که بر اساس این قانون تعمیرات کلی و اساسی مورد اجاره بر عهده موجر است و تعمیرات جزئی بر عهده مستاجر استوکیل اجاره .

حال چنانچه بر طبق این قانون حکم تخلیه ملک صادر گردد دادگاه ضمن صدور حکم مهلتی که از 10 روز کمتر و از 2 ماه بیشتر نخواهد بود برای تخلیه معین می کند . در مواردی که حکم تخلیه با پرداخت حق کسب یا پیشه یا تجارت صادر می شود مهلتهای مذکور از تاریخ تودیع یا پرداخت وجه مزبور شروع خواهد شد .با این حال در مواردی که حکم تخلیه به علت عدم پرداخت اجاره بها صادر می شود حداکثر مهلت 15 روز خواهد بود .
باید توجه داشت که بر اساس این قانون اگر طرفین به هر شکل بخواهند که با توافق مقررات این قانون را نادیده بگیرند پس از اثبات این مطلب در دادگاه این توافق بلااثر است .

نکته آخری که می توان به عنوان کلیات قانون سال 1356 گفت اینکه در سال 1365 قانونی به تصویب رسید که بیان کرده بود چنانچه سند اجاره به صورت رسمی باشد و سرقفلی و پیش پرداخت از جانب موجر دریافت نگردیده باشد به محض انقضای مدت اجاره مستاجر ملزم به تخلیه ملک خواهد بود . ( توضیح آنکه در مورد اجاره نامه های تحت شمول قانون 1356 که با سند عادی تنظیم شده اند تخلیه عین مستاجره به این سادگی نبوده و با سختی ها و پیچیدگی هایی مواجه است .) حال آنکه به دلیل سوءاستفاده هایی که از این قانون گردید بعدا ً محدودیتهایی در آن ایجاد گردید .

قانون سال 1362 صرفا ً به اجاره املاک مسکونی پرداخته بود و در آن مقرر گردیده بود چه قرارداد به صورت رسمی یا عادی تنظیم شده باشد چه اصلا ً قراردادی تنظیم نشده باشد تحت شمول این قانون خواهد بود . با این حال پس از تصویب قانون سال 1376 این قانون دیگر قابلیت اجرایی نداشته و قراردادهای اجاره تحت شمول قانون سال 1376 در آمدند. وکیل

کلیات قانون سال 1376

بر طبق این قانون کلیه قراردادهای اجاره در مورد کلیه املاک چه مسکونی چه تجاری تحت شمول این قانون درآمدند ولی بر خلاف قانون سال 1356 در این قراردادها باید حتما ً سندی تنظیم گردیده باشد حال چه این سند عادی باشد چه رسمی.

بر اساس این قانون اجاره مذکور تابع توافق طرفین و مقررات این قانون و قانون مدنی خواهد بود . ولی قراردادهای عادی اجاره باید 1-  با قید مدت اجاره و2-  در دو نسخه تنظیم گردد و3- به امضای موجر و مستاجر رسیده و- 4 توسط دو شاهد تایید گردد . در این قانون پس از انقضای مدت اجاره حداکثر ظرف یک هفته دستور تخلیه صادر می گردد و برای اجرا به دوایر اجرا می رود . با این حال در صورتی که مبلغی بابت پیش پرداخت توسط موجر دریافت گردیده باشد باید در زمانی که می خواهد دستور تخلیه را بگیرد به صندوق ثبت یا دادگستری حسب مورد تودیع گردد .( توضیح اینکه در موردی که قرارداد اجاره به صورت رسمی تنظیم گردیده است از طریق دوایر اجرای اداره ثبت نیز می توان تقاضای تخلیه را مطرح کرد ).در مورد سرقفلی بر اساس این قانون باید گفت که هرگاه مالک ، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار کند می تواند مبلغی را تحت عنوان سرقفلی از مستاجر دریافت نماید.

همچنین مستاجر می تواند در اثنای مدت اجاره برای واگذاری حق خود مبلغی را از موجر یا مستاجر دیگر ( مستاجر بعدی ) به عنوان سرقفلی دریافت کند مگر اینکه در ضمن عقد اجاره حق انتقال به غیر از وی سلب شده باشد .
حال چنانچه مالک سرقفلی نگرفته باشد و مستاجر با دریافت سرقفلی ملک را به دیگری واگذار کرده باشد پس از پایان مدت اجاره مستاجر اخیر ( مستاجر دومی که به مستاجر اول سرقفلی پرداخته است ) حق مطالبه سرقفلی از مالک ندارد. چنانچه مدت اجاره به پایان برسد یا مستاجر سرقفلی به مالک نپرداخته باشد و یا اینکه مستاجر کلیه حقوق ضمن عقد را استیفا کرده باشد هنگام تخلیه عین مستاجره حق دریافت سرقفلی نخواهد داشت.

در مواردی که طبق این قانون دریافت سرقفلی مجاز می باشد هرگاه بین طرفین نسبت به میزان آن توافق حاصل نشود با نظر دادگاه تعیین خواهد شد.

باید توجه داشت عده ای از اساتید حقوق حق کسب یا پیشه یا تجارت را با سرقفلی یکسان می دانند که همین امر در عرف نیز جاری است و در عرف هم این دوحق را کسان می دانند ولی عده ای دیگر از اساتید حقوق بین این دو مفهوم تفاوت قائل شده اند و می گویند حق کسب و پیشه که در قانون سال 1356 مطرح شده بود در هر مورد اجاره املاک تجاری جاری است ولی سرقفلی که در قانون سال 1376 آمده است صرفا ً در مورد املاک تجاری ای جاری است که مستاجر بدوا ً مبلغی را به عنوان سرقفلی پرداخته است و بعدا ً بر اساس افزایشی که در آن ایجاد می گردد ( بر اثر کارکرد مستاجر در ملک تجاری و ایجار شهرت وموجبات افزایش مبلغ سرقفلی حاصل می گردد .) آن را دریافت می کندوکیل اجاره ..

  • حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ، ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند ( ماده 40 قانون مدنی )
  • برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است ( ماده 190 قانون مدنی )
  • قصد و رضای طرفین
  • اهلیت طرفین
  • موضوع معین که مورد معامله باشد
  • مشروعیت جهت معامله
  • قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آنرا منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است . ( ماده 10 قانون مدنی )
  • جاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود ، اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد اجاره را عین مستاجره گویند . ( ماده 466 قانون مدنی )
  • در اجاره اشیاء مدت اجاره باید معین شود والا اجاره باطل است . ( ماده 468 قانون مدنی )
  • مدت اجاره از روزی شروع می شود که بین طرفین مقرر شده و اگر در عقد اجاره ابتدای مدت ذکر نشده باشد از وقت عقد محسوب است ( ماده 469 قانون مدنی )
  • در صحت اجاره قدرت بر تسلیم عین مستاجره شرط است . ( ماده 470 قانون مدنی )
  • عین مستاجره باید معین باشد و اجاره عین مجهول یا مردد باطل است .( ماده 472 قانون مدنی )   وکیل اجاره.
  • لازم نیست که موجر مالک عین مستاجره باشد ولی باید مالک منافع آن باشد .( ماده 473 قانون مدنی )
  • مستاجر می تواند عین مستاجره را به دیگری اجاره دهد مگر اینکه در عقد اجاره خلاف آن شرط شده باشد ( ماد 474 قانون مدنی )
  • اجاره مال مشاع جایز است لیکن تسلیم عین مستاجره موقوف است به اذن شریک ( ماده 475 قانون مدنی )
  • موجر باید عین مستاجره را تسلیم مستاجر کند و در صورت امتناع موجر اجبار می شود و در صورت تعذر اجبار ، مستاجر خیار فسخ دارد . ( ماده 476 قانون مدنی )
  • موجر باید عین مستاجره را در حالتی تسیلم نماید که مستاجر بتواند استفاده مطلوبه را از آن بکند .( ماده 477 قانون مدنی )
  • هرگاه معلوم شود عین مستاجره در حال اجاره معیوب بوده مستاجر می تواند اجاره را فسخ کند یا به همان نحوی که بوده است اجاره را با تمام اجرت قبول کند ولی اگر موجر رفع عیب کند به نحوی که به مستاجر ضرری نرسد مستاجر حق فسخ ندارد ( ماده 478 قانون مدنی )
  • عیبی که موجب فسخ اجاره می شود عیبی است که موجب نقصان منفعت یا صعوبت در انتفاع باشد ( ماده 479 قانون مدنی )
  • هرگاه عین مستاجره به واسطه عیب از قابلیت انتفاع خارج شده و نتوان رفع عیب نمود اجاره باطل می شود (ماده 481 قانون مدنی )
  • موجر نمی تواند در مدت اجاره در عین مستاجره تغییی دهد که منافی مقصود مستاجر از استیجار باشد ( ماده 484 قانون مدنی )
  • تعمیرات و کلیه مخارجی که در عین مستاجره برای امکان انتفاع از آن لازم است به عهده مالک است مگر آنکه شرط خلاف شده یا عرف بلد بر خلاف آن جاری باشد و همچنین است آلات و ادواتی که برای امکان انتفاع از عین مستاجره لازم باشد ( ماده 486 قانون مدنی )
  • هرگاه مستاجر نسبت به عین مستاجره تعدی یا تفریط نماید و موجر قادر بر منع آن نباشد موجر حق فسخ دارد ( ماده 487 قانون مدنی ) وکیل
  • مستاجر باید ( ماده 490 قانون مدنی )
  • اولا – در استعمال عین مستاجره به نحو متعارف رفتار کرده و تعدی یا تفریط نکند .
  • ثانیا – عین مستاجره برای همان مصرفی که در اجاره مقرر شده و در صورت عدم تعیین در منافع مقصوده که از اوضاع و احوال استنباط می شود استعمال نماید .
  • ثالثا – مال الاجاره را در مواعدی که بین طرفین مقرر است تادیه کند و در صورت عدم تعیین موعد نقدا باید بپردازد .
  • اگر منفعتی که در اجاره تعیین شده است به خصوصیت آن منظور نبوده مستاجر می تواند استفاده منفعتی کند که از حیث ضرر مساوی یا کمتر از منفعت معینه باشد . ( ماده 491 قانون مدنی )
  • اگر مستاجر عین مستاجره را در غیر موردی که در اجاره ذکر شده باشد یا از اوضاع و احوال استنباط می شود استعمال کند و منع آن ممکن نباشد موجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت .( ماده 492 قانون مدنی)
  • مستاجر نسبت به عین مستاجره ضامن نیست به این معنی که اگر عین مستاجره بدون تفریط یا تعدی او کلا یآ بعضا تلف شود مسئول نخواهد بود ولی اگر مستاجر تفریط یا تعدی نماید ضامن است اگر چه نقص در نتیجه تفریط یا تعدی حاصل نشده باشد . ( ماده 493 قانون مدنی )
  • عقد اجاره به واسطه فوت موجر یا مستاجر باطل نمی شود ولیکن اگر موجر فقط برای مدت عمر خود مالک منافع عین مستاجره بوده است به فوت موجر باطل می شود و اگر شرط مباشرت مستاجر شده باشد به فوت مستاجر باطل می گردد ( ماده 497 قانون مدنی )
  • اگر عین مستاجره به دیگری منتقل شود اجاره به حال خود باقی است مگر اینکه موجر حق فسخ در صورت نقل را برای خود شرط کرده باشد . ( ماده 498 قانون مدنی )
  • اگر مستاجر بدون در عین مستاجره بدون اذن موجر تعمیراتی نماید حق مطالبه قیمت آن را نخواهد داشت . ( ماده 502 قانون مدنی )
  • اقساط مال الاجاره که به علت نرسیدن موعد پرداخت آن بر ذمه مستاجر مستقر نشده است به موت او حال نمی شود ( ماده 505 قانون مدنی )
  • قراردادهای عادی اجاره باید با قید مدت اجاره در دو نسخه تنظیم شود و به امضای موجر و مستاجر برسد و به وسیله دو نفر افراد مورد اعتماد طرفین به عنوان شود گواهی گردد (ماده 2 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376) وکیل اجاره .

مشاوره حقوقی تلفنی

استفاده از این خدمت، به شما امکان ارتباط با وکلا و کارشناسان متخصص حقوقی را می دهد. پس از طرح موضوع از طرف شما، مشاور به ارائه راهکارهای مفید حقوقی پرداخته و اطلاعات پایه را در اختیار شما خواهد گذاشت. با استفاده از این مشاوره می توانید از قابلیت نتیجه گرفتن در پرونده خود مطمئن شده و سپس سایر اقدامات خود را انجام دهید. همچنین می توانید پیش از معامله برای کسب اطلاعات حقوقی از این خدمات استفاده نمایید. مشاوره حقوقی تلفنی به صورت رایگان بوده و گامی جهت ارتقای سطح علمی حقوقی هم میهنان عزیز در سراسر دنیا می باشد.

مزایای مشاوره حقوقی تلفنی

  • گفتگو با مشاوران حقوقی
  • رایگان
  • دسترسی سریع به مشاوران

مشاوره حقوقی حضوری

در صورتی که پرونده نیاز به بررسی و مطالعه توسط وکیل پایه یک داشته باشد و یا این که شما بخواهید انجام اقدامات حقوقی خود را به وکیلی متخصص، باتجربه و مورد اعتماد بسپارید، می توانید از خدمت مشاوره حقوقی حضوری استفاده کنید. این مشاوره به شما امکان استفاده از علم و تجربه وکیل پایه یک دادگستری را می دهد. با راهنمایی وکیل دادگستری می توانید شخصاً مراحل پرونده خود را طی نموده و یا در صورت قبول پرونده از طرف وکیل، در کوتاهترین زمان و با هزینه ای مناسب به نتیجه مطلوب برسید. در بیشتر موارد حقوقی، قضاوت در مورد پرونده قبل از بررسی مدارک آن، حتی توسط باتجربه ترین وکلا ممکن است اشتباهاتی در پی داشته باشد و مشاوره حضوری از این منظر راهکار مناسبی برای بررسی دقیق و تخصصی پرونده شما می باشد. بهتر است قبل از اقدام به هرگونه سرمایه گذاری و یا اقدام حقوقی از این مشاوره استفاده نموده و پیشگیری را جایگزین درمان مشکلات پیچیده حقوقی که بعضاً ممکن است باعث ضررهای مالی و آسیب های جسمی و روانی و اطاله وقت شود، نمایید. ویژگی متمایزکننده از سایر مؤسسات در تخصصی بودن خدمات وکالت است. چرا که در این مجموعه هر پرونده ای به وکیل متخصص آن پرونده ارجاع می شود. وکیل

در پرونده های ملکی نیز همچون سایر پرونده ها، وکلای خانم و آقای متخصص و با تجربه قبول وکالت می نمایند. در عصر حاضر که عصر فناوری و تخصص است، بهتر است که در هر زمینه ای متخصص آن امر اقدام کند. در پرونده های ملکی از جمله اجــــــــاره نیز پیگیری پرونده توسط وکیل متخصص از مزایای زیادی برخوردار است. این امر باعث جلوگیری از طولانی شدن مراحل کار، حفظ منافع و حقوق موکل به نحو مطلوب،جلوگیری از رجوع موکل به دادگستری و انجام کلیه مراحل توسط وکیل دادگستری و درگیری کمتر طرفین و کاهش تنش موکل می شودوکیل اجاره .

مزایای مشاوره حقوقی حضوری

  • گفتگو مستقیم با وکیل پایه یک دادگستری
  • گفتگوی اختصاصی در زمان اختصاصی با وکیل
  • دریافت بهترین راهکار حقوقی بر اساس زمان
  • مستلزم تعیین وقت قبلی

کسی که سرقفلی داره وملکیت مال دیگری ست می تونه مغازه رو به غیر اجاره بده؟

اگر در متن اجاره نامه، حق انتقال به غیر از مستأجر سلب شده باشد، در صورت انتقال، به استناد تخلف از شرط ضمن عقد، می توان فسخ اجاره و تخلیه ی مورد اجاره را از مرجع صالح خواست.

من یه مغازه حدود 12 سال اجاره دادم  الان میتونم از اون بخوام كه تخلیه كنه یا نه باید اولا به اون حق پیشه بدهم بعد بره بیرون ؟

اگر مدت اجاره پایان پذرفته می توانید از مستاجر بخواهید مغازه را تخلیه نماید.

حق کسب و پیشه جدای از اجاره و تخلیه است البته حق مستاجر است و باید پرداخت شود.

و اینکه اگر قرارداد بعد از سال 1376 باشد مشمول حق کسب وپیشه نیست و قبل ان مشمول دریافت خواهد بود.

من یه مغازه دارم از 3 سال پیش به یه نفر اجاره دادم و هر سال باهاشون قرداد نوشتم ایا اگه هنوز باهاشون قرارداد تمدید کنم برام مشکل ساز نمیشه یعنی مستاجر نمیتونه بعد از مدتی اعدای کسب و پیشه یا سرقفلی بکنه؟یا مثلا بگه مغازه رو تخلیه نمیکنم؟لطفا راهنماییم کنین

با پایان یافتن مدت اجاره شما می توانید تخلیه عین مستاجره را بخواهی مستاجر هم حق کسب و پیشه دارد اما نمی تواند مانع تخلیه شود.

ملکی تجاری در اختیار دارم { ارثی است که از جانب پدر به من و خانواده ام رسیده } قصد اجاره دادن آن را دارم اما درباره سرقفلی آن نگرانم دوستان به ما گفته اند که مبادا سرقفلی را اجاره دهید اکنون پرسش من این است ابتدا به زبان ساده سرفقلی چیست ؟ دوم اینکه آیا اجاره دادن سرقفلی اجباری است ؟

سرقفلی مخصوص املاک تجاری است و در قراردادهای اجاره مطرح می شود و مبلغ آن با توجه به موقعیت و شهرت محل، امکانات آن و میزان مشتری تعیین می شود و فروش سرقفلی اجباری نمی باشد.

اگر در قرارداد اجاره كه مربوط به قانون موجر و مستأجر سال56 باشد و  در اجاره دارای حق كسب و پیشه باشد و سپس قرارداد منقضی شود آیا مالك میتواند تقاضای تخلیه به علت انقضای مدت نماید و اگر بتواند به چه شروطی  میتواند؟

چنانچه قرارداد شما در حکومت قانون سال 56 می باشد موجر نمی تواند مستاجر را تخلیه نماید.

شرط فسخ قرارداد اجاره را بفرمائید و توضیح دهید فسخ با ابطال چه تفاوتی دارد؟(مستاجر من با جعل سند و اوراق هویتی ام منزلم را اچاره داده است.راهنمایی کنید که بتوانم  ملکم را قبل از اتمام زمان قرار داد در اختیار بگیرم)

مفهوم فسخ:اصل این است که یک ازدوطرف قراردادنمی تواند بدون رضای دیگری آنرابرهم بزند.باوجوداین گاه که قراردادخودامکان برهم زدن عقدراپیش بینی می کند،یاازآن ضرری ناروابه بارمی آیدقانون به زیاندیده یامشروط له حق فسخ می دهد.فسخ برهم زدن عقداست. ولی ابطال (باطل شدن عقد)مثال:موضوع ماده 497 قانون مدنی اگرموجرفقط برای مدت عمرخودمالک منافع عین مستاجره بوده است اجاره به فوت موجرباطل می شودو….

مثال فسخ:موضوع عقداجاره منفعت عین مستاجره است که به مستاجرتملیک می گرددبرخلاف عقدبیع …))تبعی بودن منفعت موجب می گرددکه عرفاتسلیم عین درحکم تسلیم منفعت آن عین باشد،بنابراین هرگاه عین مستاجره به مستاجرتسلیم نگردد،نتیجتامورداجاره که منفعت است تسلیم نشده است .به همین علت است که ماده 476قانون مدنی مقررمی داردموجربایدعین مستاجره راتسلیم مستاجرکندودرصورت امتناع موجراجبارمی شودودرصورت تعذراجبارمستاجرخیارفسخ دارد. وکیل اجاره

شما می توانید ازمستاجرتون به جرم جعل اسنادواوراق و..شکایت نمایید.وباجمع آوری مدارک اثبات کنید که مستاجرمدارک شماروجعل نمدوه.درغیراینصورت شماباطرح دعوای حقوقی اثبات کنیدکه شماباشخص موردنظرقراردادی منعقد نکرده وازدادگاه تخلیه ملک خودرابخواهید.

در تکمیل پاسخ مذکور: هنگامی عقد باطل است که شرایط صحت قرارداد وجود ندارد. مثلاً ملک اجاره داده شده اصلاً وجود خارجی ندارد یا معامله با طفل به علت عدم اهلیت او و عقد باطل موجد اثر نمی باشد و در حقیقت عقدی ایجاد نشده است. اما هنگامی که عقدی (با وجود امکان قانونی یا قراردادی) فسخ می شود، بواقع عقد صحیح است و آثار قبل از فسخ معتبر و قابل استناد است و از لحظه فسخ، عقد پایان می پذیرد. وکیل

راجع به موضوع مطروحه، (علاوه بر شکایت کیفری) می توانید از دادگاه حقوقی اعلام بطلان قرارداد اجاره دوم را درخواست نمایید.در زمینه امکان خاتمه دادن به قرارداد اجاره اول (رابطه استیجاری شما با مستأجرتان) بستگی به شرایط قرارداد اول داردو بدون آگاهی از آن شرایط نمی توان اظهارنظر نمود.

ماده 497 قانون مدنی نیز به واقع مبین بطلان اجاره نمی باشد و نوعی خاتمه عقد اجاره می باشد که متفاوت از بطلان و فسخ است.

آیا مستاجر می تواند قانونا تقاضای فسخ قرارداد اجاره را پیش از انقضای مدت آن بنماید؟ در اینصورت چگونه می تواند موجر را ملزم به استرداد مبلغ قرض الحسنه قرارداد کند؟

عقد اجاره از عقود لازم است و هیچیک از طرفین نمیتواند به اختیار خود عقد را یکطرفه فسخ نماید،مگر اینکه خیار فسخی برایش ایجاد شده باشد. لیکن میتوانید نسبت به مابقی مدت قرارداد با موجر تراضی نمایید.

بنده برای ملکی شش روز قبل قرار داد اجاره در دفتر مشاور املاک منعقد کرده ام. بدلیلی منصرف شده ام  و میخواهم فسخ قرارداد کنم .با توجه به اینکه تا تاریخ شروع مدت اجاره (تسلیم مورد اجاره) دو روز مانده آیا موجر میتواند ضرر و زیان مطالبه کند و اگر آری مقدار قانونی آن چقدر است؟ 

بعد از ایجاب و قبول، عقد اجاره تحقق یافته و برای طرفین لازم الاجراست و هیچیک از طرفین حق فسخ آن را ندارند، مگر در صورت تخلف از شرط ضمن قرارداد و یا موارد مصرح در قانون.

در مورد میزان ضرر و زیان نیز قابل پیش بینی نست و میزان آن توسط قاضی و در صورت لزوم با ارجاع امر به کارشناس با در نظر گرفتن اوضاع و احوال تعیین می گردد.

مستاجر من با اجاره ماهانه 250 هزار تومان وپول پیش دو میلیون تومان  واحد را بعد از دو ماه نشستن خالی کرده واجاره دو ماه از  دوازده ماه را پرداخت کرده و 10 ماه اجاره نداده اگر من شکایت کنم با توجه به اینکه پول پیش من مبلغ اجاره 10 ماه را پوشش نمی دهد من چه طوری میتوانم اجاره 10 ماه را بطور کامل از مستاجر دریافت کنم  ؟

شما می توانید ابتدا اظهارنامه ارسال کرده و اگر ایشان بازهم به تعهد خود عمل ننمودند طرح دعوا نمائید.

چگونه موجر را مجبور به استرداد مبلغ رهن خودم(مستاجر)نمایم؟

شما می بایست در تاریخ مندرج در قرار داد منزل را تخلیه نموده و اقدام به تامین دلیل نمایید و در اثنا مدت اقدام به ارسال اظهار نامه نمایید تا در صورت عدم تادیه مبلغ از سوی موجر امکان طرح دعوا خسارت میسر باشد. وکیل اجاره

اگر قرارداد اجاره تمام شده باشه و مستاجر 7 ماه بدون قررداد در مغازه تصرف داشته باشه و از طرفی در قرارداد آمده باشد كه دیركرد ماهی 100 هزار تومان و خود اجاره بها ماهیانه 150 هزار تومان باشه من میتونم طبق ماده 494  اجرت المثل تصرف و طبق قرارداد  دیر كرد  را باهم بگیرم یعنی هم اجرت المثل و هم جریمه دیر كرد بگیرم ؟

طبق قانون مدنی این امکان وجود دارد.

در تاریخ 26 شهریور 91 سه واحد آپارتمانی را دربست به فردی اجاره داده ایم.3 طبقه تک واحدی که هر یک موجر جداگانه دارد و قراردادهای جداگانه دارد.شخص مستاجر با جعل اوراق هویتی و سند ملک اقدام به اجاره آن به افراد مختلفی کرده ومتواری شده بود.خوشبختانه فرد جاعل در تاریخ5 بهمن دستگیر شد.ولی در حال حاضر ملک در تصرف مستاجرین جدید است.در دادسرا شکایت نامه های مختلفی داده ایم . و  در تاریخ اردیبهشت نوبت دادگاه شهید بهشتی ماست.در دادخواست خود(طبق مشورت با قاضی ارشاد)در خواست ابطلال و فسخ قرار دادهای اصلی (با کلاهبردار)و قرار دادهای فضولی (با مستاجرین جدید)را طرح کرده ایم  با توجه به اینکه فرد دستگیر شده اعلام کرده هیچ پولی برای پرداخت به مال باخته ها ندارد.و آنها هم برای تخلیه ملک پول طلب میکنند.برداشت شما از نتیجه دادگاه  و حکم قاضی چیست؟آیا امیدوار باشیم که اردیبهشت ماه ملک به صاحبان برگردانده شود؟

مستأجرین به دلیل اینکه تصرفشان در اثر عدم تنفیذ قرارداد فضولی از سوی شما فاقد منشأ قانونی است، می بایست به محض صدور حکم ابطال قرارداد، ملک را تخلیه کنند و در خصوص پول پیش نیز می توانند علیه موجر فضولی، اقامه ی دعوا نمایند.

آپارتمانی را یه اجاره دادم مستاجر اجاره بها را پرداخت ننموده است مدت 5 ماه می خواستم بدانم باید ابتدا دادخواست فسخ اجاره  بدهم یا همزمان دادخواست فسخ اجاره با پرداخت اجاره معوقه و تخلیه باهم   مرجع رسیدگی كدام مرجع می باشد شورا یا دادگاه در ضمن 2 ماه دیگر مانده به پایان قرارداد همچنین دادخواست اجور معوقه به شورادادم حكم به پرداخت توسط مستاجر گرفته ام لطفا راهنمایی کنید؟

عدم پرداخت اجاره بها در صورتی به موجر حق فسخ اجاره را می دهد که حق فسخ به استناد عدم پرداخت اجاره بها در متن قرارداد پیش بینی شده باشد. با توجه به اینکه حکم محکومیت مستأجر به پرداخت اجور معوقه را از شورا قبلاً اخذ نموده اید، می توانید پس از قطعی شدن حکم و امتناع ایشان از تأدیه، درخواست صدور اجرائیه علیه ایشان بنمایید.

برادرم اموال پدرم را بدون هیچ وکالت نامه ای بنام خود اجاره داداه واجاره بها رانیز برای خود برمیدارد ایامیتوان از بنگاه ملکی که ملک را اجاره داده شکایت کرد؟

اگر پدرتان در قید حیات باشند میتوانند اجاره نامه را تنفیذ یا رد نمایند واگر فوت کرده باشند حق رد یا تنفیذ به وراث منتقل میشود.امکان شکایت کیفری مبنی بر اجاره مال غیر نیز امکان دارد.

مغازه ای داریم که با دو نفر دیگر شریک هستم.آن را  با نوشتن قولنامه در بنگاه به فردی اجاره دادیم .مستاجر کل اجاره یک ساله را طی یک فقره چک در وجه یکی از شرکا صادر نمود .اکنون با گذشت یک ماه از وصول چک شریکی که چک در وجه او صادر گردیده سهم اینجانب را که یک سوم اجاره است پرداخت ننموده.لطفا راهنمایی فرمایید اقدام قانونی اینجانب برای گرفتن سهمم به چه صورت باید صورت پذیرد؟

بستگی به متن چک صادره دارد و به نحوه پرداخت اجاره بها در متن اجاره نامه در صورت تمایل با ما تماس بگیرید. وکیل

من مدت یکسال در خانه ای با مبلغ 2میلیون و ماهی 370000 تومان اجاره کرده بودم و بعد از اتمام یکسال صاحبخانه برای تمدید قرار داد  یا تخلیه خانه به من فشار می آورد ابتدا او مبلغ سه میلیون و ماهی 500000 را مطرح کرد و من از او چند روز فرصت برای فکر کردن خواستم و

بعد از چند روز که دوباره به ایشان مراجعه کردم و اینبار ایشان با کمال تعجب و با اطلاع  از وضعیت دشوار بنده مبلغی بالاتر از آن 5 میلیون و 600000 تومان را مطرح کرد و مدام برای تحلیه منزل یا تمدید قرار داد فشار می آورد از سویی با توجه به اینکه همسرم در ماههای آخر بارداری بوده است به خاطر سختی های نقل مکان اصلا تمایل نداشتم محل سکونت را عوض کنم. از طرفی با توجه به اینکه وی تعادل روانی درستی ندارد خوف این داشتم که بدون اجازه وارد منزلم شود و برای همسر باردارم مزاحمتی ایجاد کند .بعد از اصرار  و فشارهای او من نیز گفتم تمام خواسته هایش را بنویسد او در حالیکه متن قرارداد را می نوشت من حضور نداشتم و هیچ فرد دیگری نیز حضور نداشت بعد از اتمام نوشتن او بنده آنرا امضا کردم و بعدا به همسرش داد تا امضایش کند. یک شرط قرارداد این بود که اگر 5 میلیون را ندادم به ازای آن ماهی 150000 تومان اجاره بدم. در حالیکه بنده به هیچ یک از شروط قرارداد قصد عمل کردن نداشتم .و عمل هم نکردم از جمله مبلغ قرارداد و اینکه وی خواسته بود دوازده فقره چک برای اجاره ماهیانه به او بدهم من نیز ندادم .

وی در طول هفته های اول قرارداد چند بار از من خواسته بود خانه را تخلیه کنم . یکبار به خاطر اینکه گفت اکر 5میلیون تومان را نمی دهی باید خانه را تخلیه کنی و یکبار نیز که من مبلغ اجاره را کمتر داده بودم خواست که هرچه زودتر خانه را تخلیه کنم ولی در بار دوم من هرچند قصد عمل به قرارداد را نداشتم از روی ناچاری به وی گفتم اجاره وی را پرداخت خواهم کرد البته بنده بعد از 50 روز اقامت بدون اطلاع آنجا را تخلیه کردم و فقط اجاره آن پنجاه روز را به او پرداختم این 50 روز شامل ماههای آذر و دی بوده است.

  • سوال اول: این قرارداد از نظر شرعی و از نظر قانونی چه حکمی دارد؟
  • سوال دوم: آیا می تواند به عنوان اجاره های ماهیانه که در آنجا حضور نداشته ام مبلغی را از من طلب کند؟
  • سوال سوم: : . آیا می توانم به عنوان تعیین اجاره با مبلغی بسیار بیشتر از ارزش واقعی از وی شکایت کنم؟

این قرارداد با توجه به اینکه با توافق هردوی شما بوده به صورت یک قرارداد عادی در قالب ماده 10قانون مدنی است و در مورد سوال دوم باید مشخص کنید که به مدت چند ماه قرارداد را تنظیم نموده اید اگر ماهیانه باشد که ایرادی ندارد اما اگر سالیانه باشد ممکن است با توجه به شروطی که قید نموده اید اجبار شما را به انجام عمل و یا پرداخت آن بخواهد و برای قرارداد اجاره حداقل باید دو شاهد حضور داشته باشند و قرارداد را تنظیم نمایند و در خصوص سوال سوم اگر خیار فسخی در آن قید شده باشد می توانید به استناد خیار غبن فسخ قرارداد را درخواست نمایید. شما می توانید برای ارئه بهتر سوال و پاسخ صحیح با ما تماس بگیرید. وکیل اجاره

اینجانب علی مولاخواه با پیشنهاد اداره اوقاف زمین بلااستفاده تحت تملک این اداره را برای صنف کارواش اجاره کرده وبعد از شش ماه اماده سازی محل وسرمایه گذاری دران برای تامین امکانات برق وگاز به اداره اوقاف مراجعه کردم وحتی هشت ماه اجاره محل را پرداخت نمودم اما با درخواست بنده مخالفت کردند وحتی بعلت داشتن امتیاز غیر قانونی امتیاز اب متحمل بیست میلیون جریمه شدم اکنون پنج ماه بی کار شدهومحل نیز تعطیل میباشدوهرچه به اوقاف مراجعه کردم بابی اعتنایی مسیولین مواجه شدم مسولین اوقاف حتی از دادن اجاره نامه به اینجانب امتناع میکنند وبه بنده میگویند تسویه کن وتخلیه کن تقاضا دارم راهنمایی شما گره از مشکلم باز کند.

قرار داد اجاره شما باید مطالعه شود در صورت تمایل با گروه وکلای ما تماس بگیرید ولی اگر قضیه اینچنین که توضیح داده اید باشد حق با شما است و اوقاف محکوم.

درمتن قرارداد حق فسخ ایجاد شده غیراز تادیه اجاره بها دنبال تخلیه مورد اجاره هستم آیا ابتدا باید دادخواست فسخ  به دادگاه داد وبعد دادخواست تخلیه به شورا یا همزمان میتوانم به د لیل عدم پرداخت اجاره بها براساس مفاد قرارداد دادخواست فسخ وتخلیه مورداجاره رابدهم چنانچه مورد دوم می باشد باید به شورا دادخواست بدهم یا به دادگاه؟

در صورتی که حق فسخ برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید دادخواست فسخ اجاره نامه و تخلیه مورد الاجاره را به شورای حل اختلاف ارایه دهید .

ملکی را اجاره نموده ام که مدت قرار داد به اتمام رسیده است و مالک از استرداد وجه رهن خودداری می کند مالک خانه را به نام همسرش انتقال داده و در حال حاضر متواری است چگونه می توان پول رهن را مطالبه کنم آیا می توان خانه را با حکم دادگاه به فروش گذاشت و پول رهنم را بگیرم؟

ابتدا باید خانه را تحویل دهید و این امر بسیار مهم است زیرا در صورتی که در قرارداد اجرت المثل پیش بینی شده باشد این امر می تواند به شما خسارات سنگینی وارد کند .

با توجه به حساسیت موضوع اجاره نامه شما باید مطالعه شود. در صورتی که اقدامات قانونی را به نحو صحیح انجام دهید آنگاه می توانید مبلغ ودیعه را بازگردانید.

مغازه ای داریم که دو نفر شریک هستیم.مغازه را اجاره دادیم.اجاره ماهیانه را شریکم مراجعه میکند و طی چک میگیرد.با گذشت چند ماه هیچ مبلغی به من نداده.چکار کنم؟

اظهارات شما کامل نیست برای راهنمایی دقیق با تلفن  گروه وکلای ما تماس بگیرید.

البته در اولین اقدام می توانید برای هر دو اظهار نامه بفرستید.

میخواهم مغازه ای را به صورت سرقفلی خریداری نمایم .مالک میگوید بایستی ماهیانه اجاره هم پرداخت نمایی.لطفا بفرمایید اجاره ای که قانون تعیین نموده چه مبلغی است .ماده قانونی را هم ذکر فرماییدمیخواهم مغازه ای را به صورت سرقفلی خریداری نمایم .مالک میگوید بایستی ماهیانه اجاره هم پرداخت نمایی.لطفا بفرمایید اجاره ای که قانون تعیین نموده چه مبلغی است .ماده قانونی را هم ذکر فرمایید؟

در قانون مبلغ اجاره تعیین نشده و کاملاً بستگی به توافق طرفین داردوکیل اجاره .

بخشی از مشاعات یک مجتمع مسکونی (پارکینگ) توسط شخصی به مغازه تبدیل شده است ( با اجازه و همراهی هیات مدیره وقت) و به شکل تجاری مورد استفاده قرار گرفته است. در قرارداد فی مابین عنوان شده است که در عوض هزینه های صورت گرفته برای ساخت و راه اندازی مغازه، شخص مورد نطر اجاره پرداخت نکند. بعد از گذشت 28 ماه (قرارداد 24 ماهه) شخص مدعی است که کلیه هزینه های انجام شده را دریافت و اجاره نیز نمی بایست پرداخت کند. چگونه می توان علاوه بر بیرون کردن شخص اجاره ایام گذشته را نیز دریافت کرد؟ بنده در حال عضو هیات مدیره جذیذ می باشم. نکته دیگر اینکه قرارداد مورد اشاره که با امضای هیات مدیره قبلی بوده است می تواند برای ما مسئولیت آور باشد؟

با انقضاء مدت اجاره اگر شخص تخلیه نکند با اقدام در شورا میتوان او را وادار به تخلیه نمود و اجرت المثل ایام تصرف را مطالبه نمودودر خصوص مسئولیت مدیران ،مدیران مسئول اقدامات خود در زمان مدیریت میباشند مگر اینکه مدیران فعلی به نحوی تعهدات آنها را تنفیذ کنند به عبارتی اعمالشان ادامه اعمال مدیران قبلی باشد و مسئولیت اقدامات قبلی را به عهده بگیرند.

به محض اتمام قرارداد اجاره میتوان مستاجر را از محل تخلیه نمود؟

مستند به ماده 494 قانون مدنی با اتمام مدت قرارداد اجاره مستاجر می بایست مجل را تخلیه نماید در غیر اینصورت باید به ازای هر مدتی که بعد از اتمام قرارداد در آن ملک سکونت داشته اجرت المثل پرداخت نماید. وکیل

نوشته وکیل اجاره اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/ 0
وکیل وقف http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%88%d9%82%d9%81/ http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%88%d9%82%d9%81/#respond Sat, 27 Jun 2015 09:22:43 +0000 http://gaemmagami.com/?p=29 وکیل وقف – مشاوره حقوقی وقف تعریف لغوى وقف كلمه وقف در زبان فارسی به معنى ایستادن، توقف، حبس كردن، منحصر كردن چیزى، به كسى است . وکیل وقف  تعریف وقف در قوانین ماده 55  ق . م (منظور قانون مدنى) میگوید: وقف عبارت است از این كه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود، منظور ...

نوشته وکیل وقف اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
وکیل وقف – مشاوره حقوقی وقف

تعریف لغوى وقف

كلمه وقف در زبان فارسی به معنى ایستادن، توقف، حبس كردن، منحصر كردن چیزى، به كسى است . وکیل وقف

 تعریف وقف در قوانین

ماده 55  ق . م (منظور قانون مدنى) میگوید: وقف عبارت است از این كه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود، منظور از حبس نمودن عین مال نگاه داشتن عین مال از نقل و انتقال ، و همچنین ، از تصرفاتى كه موجب تلف عین گردد زیرا مقصود از وقف ، انتفاع همیشگى موقوف علیهم ، از مال موقوفه است ، و بدین جهت هم آن را وقف گفته اند . منظور از تسبیل منافع ، واگذارى منافح در راه خداوند، و امور خیریه و اجتماعى میباشد. وکیل

بند 7 الحاقى به ماده یك قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف مقرر میدارد:

اثلاث باقیه ، محبوسات ، نذور، صدقات و هر مال دیگرى كه به غیر از وقف براى امور عام المنفعه  و خیریه اختصاص یافته در حكم موقوفات عامه است و چنانحه فاقد متولى و متصدى باشد با اذن ولى فقیه تحت اداره و نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه قرار خواهد گرفت .

همانطور كه ملاحظه میشود اموالى را میتوان وقف نمود كه با حفظ اصل آن ، امكان بهره بردارى از منافعش وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، اقلام مصرف شدنى مانند میوه یا گندم یا برنج كه با استفاده از آنها عین مصرف میشود، قابل وقف نیست . اما اموالى مانند ظروف، میز، صندلى، ساختمان ، باغ و زمین قابلیت وقف دارند. وکیل

  انواع وقف

وقف از یك جهت به وقف عام و خاص، تقسیم میشود:

  • الف) وقف عام : وقف عام وقفى را گویند كه راجع به جهات عامه باشد.

مثل مساجد، مدارس و هرچه از این قبیل باشد.

وقف عام یا شامل جهت است ، و مصلحت عام را در نظر دارد ، مثل وقف بر مسامد، پل ها و مدارس، و یا شامل عنوان عام است ، مثل فقرا و ایتام . به تعبیر دیگر میتوان گفت وقتى مالك مال منقول قابل دوام یا ملكى را براى كارهاى عمومى و عام المنفعه وقف میکند وقف عام میباشد.

  • ب) وقف خاص : وقف خاص وقفی است كه اختصاص به افراد معینى به طور تعقب داشته باشد مثل وقف بر اولاد و احفاد . به عنوان مثال ، مالكى مال غیر منقول یا مال منقول قابل دوام را وقف میكند تا فرزندان او از منافع مال بهره ببرند كه این عمل را وقف خاص گویند. از یك جهت دیگر، وقف را به انتفاع و منغعت تقسیم میكنند. به عنوان مثال اگر مالكى زمین خود را وقف كرد تا در آن مدرسه بسازند یا خانه خود را جهت احداث حسینیه وقف نمود این عمل را وقف انتفاع گویند . اما اگر مالكى چند باب مغازه یا باغ یا ساختمان را وقف نمود تادرآمد آن را متولى وصول كند و براى كمك به ایتام یا روضه خوانى یا درمان بیماران هزینه نماید این اقدام را وقف منفعت مینامند.

در مقررات اوقاف ، آن دسته از موقوفاتى كه توسط متولیان اداره میشود غیر متصرفى  و موقوفاتى كه ادارات اوقاف به قائم مقامى متولى اداره میكنند را متصرفى مینامند. وکیل وقف

در برخى منابع انوع دیگرى از تقسیم وقف را ذكر میكنند كه ضرورتى به بیان آنها نیست و تنها باید بدانیم كه اگر قصد واقف جهات عمومى و عام المنفعه بود، وقف عام است و اگر براى فرزندان و فرزند زادگان باشد ، وقف خاص تلقى میشود.

 به طور کلی بعضی از احکام وقف را می توان در موارد زیر مورد بررسی قرار داد

  1. اگـر كـسـى چـیـزى را وقف كند، از ملك او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و كسى هم از آن ملك ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشكال ندارد.
  2. اگرشخصی ملكى را براى وقف معین كند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست.
  3. كسى كه مالى را وقف مى كند، باید از موقع خواندن صیغه، مال را براى همیشه وقـف كـنـد، و اگر مثلا بگوید این مال بعد ازمردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مـردنـش وقـف نـبـوده، صحیح نیست و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، یا بگوید تا ده سال وقف باشد، بعد، پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد، وقف صحیح نیست .وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف كند مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید
  4. وقـف كـننده باید دارای این شرایط باشد: مكلف و عاقل و با قصد اختیار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف كند، بنابر این سفیه (یعنى كسى كه مال خود را در كارهاى بیهوده مصرف مى كند) چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزى را وقف كند صحیح نیست.
  5. وقف کننده اگر مالى را براى بچه اى كه در شكم مادر است و هنوز به دنیا نیامده وقف كند، صـحـت آن مـحـل اشـكـال و لازم اسـت رعایت احتیاط نمایند، ولى اگر براى اشخاصى كه فعلا مـوجـودنـد و بـعـد از آنها براى كسانى كه بعدا به دنیا مى آیند وقف نماید، اگرچه در موقعى كه وقف محقق مى شود در شكم مادر هم نباشند، مثلا چیزى را بر اولاد خود وقف كند كه بعد از آنان وقف نوه هاى او باشد و هر دسته اى بعد از دسته دیگر از وقف استفاده كنند، صحیح است.
  6.     وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف كند مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید.
  7. وقف کننده اگـر براى چیزى كه وقف كرده متولى معین كند، باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند، و اگر معین نكند، چنانچه بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف كرده باشد و آنها بالغ بـاشـنـد، اخـتیار با خود آنان است، و اگر بالغ نباشند اختیار با ولى ایشان است، و براى استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نیست.
  8. وقف کننده اگر ملكى را مثلا بر فقرا یا سادات وقف كند، یا وقف كند كه منافع آن به مصرف خیرات برسد، در صورتى كه براى آن ملك متولى معین نكرده باشد، اختیار آن با حاكم شرع است.
  9. وقف کننده اگر ملكى را بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقه اى بعد از طـبـقـه دیـگـر از آن اسـتـفاده كنند، چنانچه متولى وقف آن را اجاره دهد و بمیرد، اجاره باطل نـمـى شـود، ولـى اگـر مـتولى نداشته باشد و یك طبقه از كسانى كه ملك بر آنها وقف شده، آن را اجـاره دهـنـد و در بین مدت اجاره بمیرند، چنانچه طبقه بعدى آن اجاره را امضاء نكنند، اجاره بـاطل مى شود. و در صورتى كه مستأجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد، مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مى گیرد. اگـر كـسـى چـیـزى را وقف كند، از ملك او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و كسى هم از آن ملك ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشكال ندارد.
  10.  اگر ملك وقف خراب شود از وقف بودن بیرون نمى رود مگر آنكه عنوانى را قصد كـرده بـاشـد كه آن عنوان از بین برود، مثل اینكه باغ را براى تنزه وقف كرده باشد كه اگر آن باغ خراب شود وقف باطل و به ورثه برمى گردد. وکیل
  11. ملكى كه مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد، حاكم شرع یا متولى مى تواند با نظر خبره، سهم وقف را جدا كند.
  12. اگـر مـتولى وقف خیانت كند و عایدات آن را به مصرفى كه معین شده نرساند، حـاكـم شـرع امـینى را به او ضمیمه مى نماید كه مانع از خیانتش گردد، و در صورتى كه ممكن نباشد مى تواند به جاى او متولى امینى معین نماید.
  13. اگر ملكى را براى تعمیر مسجدى وقف نمایند، چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر نـدارد و انتظار هم نمى رود كه تا مدتى احتیاج به تعمیر پیدا كند، مى توانند عایدات آن ملك را به مصرف مسجدى كه احتیاج به تعمیر دارد برسانند.
  14. وقف کننده اگر ملكى را وقف كند كه عایدى آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به كسى كه در آن به مسجد اذان مى گوید بدهند، در صورتى كه بدانند یا اطمینان داشته باشند كه براى هر یك چه مقدار معین كرده، باید همان طور مصرف كنند. و اگر یقین یا اطمینان نداشته بـاشـنـد، باید اول مسجد را تعمیر كنند، و اگر چیزى زیاد آمد، بین امام جماعت و كسى كه اذان مـى گـوید به طور مناسب قسمت نمایند، و بهتر آن است كه این دو نفر در تقسیم با یكدیگر صلح كنند. وکیل وقف

مشاوره حقوقی تلفنی

استفاده از این خدمت، به شما امکان ارتباط با وکلا و کارشناسان متخصص حقوقی را می دهد. پس از طرح موضوع از طرف شما، مشاور به ارائه راهکارهای مفید حقوقی پرداخته و اطلاعات پایه را در اختیار شما خواهد گذاشت. با استفاده از این مشاوره می توانید از قابلیت نتیجه گرفتن در پرونده خود مطمئن شده و سپس سایر اقدامات خود را انجام دهید. همچنین می توانید پیش از معامله برای کسب اطلاعات حقوقی از این خدمات استفاده نمایید. مشاوره حقوقی تلفنی به صورت رایگان بوده و گامی جهت ارتقای سطح علمی حقوقی هم میهنان عزیز در سراسر دنیا می باشد.

مزایای مشاوره حقوقی تلفنی

  • گفتگو با مشاوران حقوقی
  • رایگان
  • دسترسی سریع به مشاوران

مشاوره حقوقی حضوری

در صورتی که پرونده نیاز به بررسی و مطالعه توسط وکیل پایه یک داشته باشد و یا این که شما بخواهید انجام اقدامات حقوقی خود را به وکیلی متخصص، باتجربه و مورد اعتماد بسپارید، می توانید از خدمت مشاوره حقوقی حضوری استفاده کنید. این مشاوره به شما امکان استفاده از علم و تجربه وکیل پایه یک دادگستری را می دهد. با راهنمایی وکیل دادگستری می توانید شخصاً مراحل پرونده خود را طی نموده و یا در صورت قبول پرونده از طرف وکیل، در کوتاهترین زمان و با هزینه ای مناسب به نتیجه مطلوب برسید. در بیشتر موارد حقوقی، قضاوت در مورد پرونده قبل از بررسی مدارک آن، حتی توسط باتجربه ترین وکلا ممکن است اشتباهاتی در پی داشته باشد و مشاوره حضوری از این منظر راهکار مناسبی برای بررسی دقیق و تخصصی پرونده شما می باشد. بهتر است قبل از اقدام به هرگونه سرمایه گذاری و یا اقدام حقوقی از این مشاوره استفاده نموده و پیشگیری را جایگزین درمان مشکلات پیچیده حقوقی که بعضاً ممکن است باعث ضررهای مالی و آسیب های جسمی و روانی و اطاله وقت شود، نمایید. ویژگی متمایزکننده از سایر مؤسسات در تخصصی بودن خدمات وکالت است. چرا که در این مجموعه هر پرونده ای به وکیل متخصص آن پرونده ارجاع می شود.

در پرونده های ملکی نیز همچون سایر پرونده ها، وکلای خانم و آقای متخصص و با تجربه قبول وکالت می نمایند. در عصر حاضر که عصر فناوری و تخصص است، بهتر است که در هر زمینه ای متخصص آن امر اقدام کند. در پرونده های ملکی از جمله وقف نیز پیگیری پرونده توسط وکیل متخصص از مزایای زیادی برخوردار است. این امر باعث جلوگیری از طولانی شدن مراحل کار، حفظ منافع و حقوق موکل به نحو مطلوب،جلوگیری از رجوع موکل به دادگستری و انجام کلیه مراحل توسط وکیل دادگستری و درگیری کمتر طرفین و کاهش تنش موکل می شود. وکیل وقف

مزایای مشاوره حقوقی حضوری

  • گفتگو مستقیم با وکیل پایه یک دادگستری
  • گفتگوی اختصاصی در زمان اختصاصی با وکیل
  • دریافت بهترین راهکار حقوقی بر اساس زمان
  • مستلزم تعیین وقت قبلی

 

اگـر كـسـى چـیـزى رو وقف كنه، از ملك او خارج مى شه؟

خیر . اگـر كـسـى چـیـزى را وقف كنه، از ملك او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و كسى هم از آن ملك ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشكال ندارد.

اگرشخصی ملكى را براى وقف معین كنه و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمون بشه یا بمیره، وقف درسته؟

خیر.

کسی که مالی و وقف میکنه باید برای همیشه وقف کنه؟ میتونه واسه مدتی اون مال و وقف کنه؟

كسى كه مالى را وقف مى كند، باید از موقع خواندن صیغه، مال را براى همیشه وقـف كـنـد، و اگر مثلا بگوید این مال بعد ازمردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مـردنـش وقـف نـبـوده، صحیح نیست و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، یا بگوید تا ده سال وقف باشد، بعد، پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد، وقف صحیح نیست .وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف كند مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید.وکیل

میخواستم شرایط وقف کننده رو بدونم ؟

وقـف كـننده باید دارای این شرایط باشد: مكلف و عاقل و با قصد اختیار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف كند، بنابر این سفیه (یعنى كسى كه مال خود را در كارهاى بیهوده مصرف مى كند) چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزى را وقف كند صحیح نیست.

وقف کننده اگر مالى را براى بچه اى كه در شكم مادر ست و هنوز به دنیا نیامده وقف كنه درسته؟

صـحـت آن مـحـل اشـكـال و لازم اسـت رعایت احتیاط نمایند، ولى اگر براى اشخاصى كه فعلا مـوجـودنـد و بـعـد از آنها براى كسانى كه بعدا به دنیا مى آیند وقف نماید، اگرچه در موقعى كه وقف محقق مى شود در شكم مادر هم نباشند، مثلا چیزى را بر اولاد خود وقف كند كه بعد از آنان وقف نوه هاى او باشد و هر دسته اى بعد از دسته دیگر از وقف استفاده كنند، صحیح است.

  وقف کننده میتونه چیزی و برای خودش وقف کنه؟

وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف كند مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید.

وقف کننده اگـر براى چیزى كه وقف كرده متولى معین كنه،چه شرایطی داره ؟

باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند، و اگر معین نكند، چنانچه بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف كرده باشد و آنها بالغ بـاشـنـد، اخـتیار با خود آنان است، و اگر بالغ نباشند اختیار با ولى ایشان است، و براى استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نیست.

وقف کننده اگر ملكى را مثلا بر فقرا یا سادات وقف كنه، یا وقف كنه كه منافع اون به مصرف خیرات برسه، در صورتى كه براى آن ملك متولى معین نكرده باشه اختیار با کیه؟

اختیار آن با حاكم شرع است. وکیل وقف

وقف کننده اگر ملكى رو بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف كنه كه هر طبقه اى بعد از طـبـقـه دیـگـر از آن اسـتـفاده كنن، چنانچه متولى وقف آن را اجاره بده و بمیره تکلیف اجاره چی میشه؟

 اجاره باطل نـمـى شـود، ولـى اگـر مـتولى نداشته باشد و یك طبقه از كسانى كه ملك بر آنها وقف شده، آن را اجـاره دهـنـد و در بین مدت اجاره بمیرند، چنانچه طبقه بعدى آن اجاره را امضاء نكنند، اجاره بـاطل مى شود. و در صورتى كه مستأجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد، مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مى گیرد. اگـر كـسـى چـیـزى را وقف كند، از ملك او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و كسى هم از آن ملك ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشكال ندارد.

اگر ملک وقف خراب بشه از وقف بودن بیرون میاد؟

 اگر ملك وقف خراب شود از وقف بودن بیرون نمى رود مگر آنكه عنوانى را قصد كـرده بـاشـد كه آن عنوان از بین برود، مثل اینكه باغ را براى تنزه وقف كرده باشد كه اگر آن باغ خراب شود وقف باطل و به ورثه برمى گردد.

ملكى كه مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشه چیکار باید کرد؟

حاكم شرع یا متولى مى تواند با نظر خبره، سهم وقف را جدا كند.

اگـر مـتولى وقف خیانت كنه و عایدات آن را به مصرفى كه معین شده نرسونه چه اتفاقی میفته؟

 حـاكـم شـرع امـینى را به او ضمیمه مى نماید كه مانع از خیانتش گردد، و در صورتى كه ممكن نباشد مى تواند به جاى او متولى امینى معین نماید.

اگر ملكى را براى تعمیر مسجدى وقف کنن، و آن مسجد احتیاج به تعمیر نـداره و انتظار هم نمى ره كه تا مدتى احتیاج به تعمیر پیدا كنه، مى تونند عایدات اون ملك رو به مصرف مسجدى كه احتیاج به تعمیر داره برسونن؟

بله.

وقف کننده اگر ملكى را وقف كنه كه عایدى آن را خرج تعمیر مسجد کنن و به امام جماعت و به كسى كه در آن به مسجد اذان مى گه بدن، در صورتى كه بدونن یا اطمینان داشته باشن كه براى هر کدوم چه مقدار معین كرده میتونن توی مقدار کم و زیاد کنن؟

خیر .باید همان طور مصرف كنند. و اگر یقین یا اطمینان نداشته بـاشـنـد، باید اول مسجد را تعمیر كنند، و اگر چیزى زیاد آمد، بین امام جماعت و كسى كه اذان مـى گـوید به طور مناسب قسمت نمایند، و بهتر آن است كه این دو نفر در تقسیم با یكدیگر صلح كنند. وکیل وقف

وقتی واقف خودش را از زمان نگارش وقف نامه تا زمان فوت متولی بنامد ولی (همانطور که عرض شد): اولا: وقف عام باشد و ثانیا: در طی سالهای بعد و تا پس از مرگ قدمی در راه مقاصدی که در وقف نامه قید کرده برنداشته باشد.

آیا در وقف عام، متولی بودن خود می تواند به عنوان قبض تلقی شود؟ در ماده 56 قانون مدنی گفته شده که قبض کننده وقف عام باید حاکم شرع باشد و در ماده 62 گفته شده که می تواند متولی خودش باشد یا حاکم (ماده 62 – درصورتی كه موقوف علیهم محصورباشندخودآنهاقبض می كنند وقبض طبقه اول كافی است واگرموقوف علیهم غیرمحصوریاوقف برمصالح عامه باشدمتولی وقف والاحكم قبض می كند. ) در این حالت مشخص نیست که وفق ماده 56 که قبض واقف را شرط می داند باید عمل کرد یا ماده 62 که متولی را هم شایسته قبض می داند؟

ضمنا آیا عمل نکردن به آنچه در وقف گفته شده (به فرض صحت ظاهر قبض) می تواند دلیلی بر این باشد که نگارنده وقف نامه هنوز به قطعیت تصمیم نرسیده یا از آن بازگشته است؟

قبول وقف با قبض موقوفه متفاوت است.قبل از قبض توسط متولی ،موقوف علیهم و کسانی که قانونا حق قبض دارن باید وقف را قبول نمایند و سپس کسی که متولی قرار داده شده است میتواند قبض نماید.

شخصی املاک خود را طی وقف نامه ای دست نویس با امضای دو شاهد، ده سال قبل از مرگ وقف عامه و بخشی عواید آن را هم وقف خاص برای منظوری معین می کند و متولی را در زمان حیات خودش و بعد از آن دادستان کل قرار می دهد اما این وقف نامه را در جایی ثبت نکرده و به اوقاف هم نمی دهد بلکه در صندوق اختصاصی خودش نگه می دارد به گونه ای که بعد از مرگش پیدا میشود. ضمنا در زمان حیات هم هیچ اقدامی از اقدامات پیش بینی شده برای املاک وقفی خود را هم انجام نداده که نشانگر آغاز به کار تولیت باشد.

در این حال:

  1. آیا قبض اتفاق افتاده یا براساس ماده 56 قانون مدنی، باید قبض برای مصارف عامه حتما توسط حاکم شرع باشد؟
  2. از آنجا که عملی دال بر تصمیم عملی فرد برای اداره موقوفات رخ نداده، می توان نتیجه گرفت که وی ضرورتا قبض را انجام داده؟

طبق قانون اگر واقف عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمیشود.چون وقف از عقود عینی است عین موقوفه باید به تصرف متولی یا موقوف علیهم داده شود و الا وقف باطل است. وکیل

فرد در زمان حیات می تواند در دارایی خود انواع تصرفات را بکند اما بعد از مرگ فقط نسبت به یک سوم آن حق دارد و می تواند آن را وصیت کند و نسبت به باقی در صورت رضایت ورثه نافذ است و در وقف بر عامه نیاز به قبول حاکم و قبض وی یا متولی وقف دارد و وقف خاص هم نیاز به قبول و قبض طبقه اول از موقوف علیهم دارد.

وقتی واقف خودش را از زمان نگارش وقف نامه تا زمان فوت متولی بنامد ولی (همانطور که عرض شد): اولا: وقف عام باشد و ثانیا: در طی سالهای بعد و تا پس از مرگ قدمی در راه مقاصدی که در وقف نامه قید کرده برنداشته باشد.

آیا در وقف عام، متولی بودن خود می تواند به عنوان قبض تلقی شود؟ در ماده 56 قانون مدنی گفته شده که قبض کننده وقف عام باید حاکم شرع باشد و در ماده 62 گفته شده که می تواند متولی خودش باشد یا حاکم (ماده 62 – درصورتی كه موقوف علیهم محصورباشندخودآنهاقبض می كنند وقبض طبقه اول كافی است واگرموقوف علیهم غیرمحصوریاوقف برمصالح عامه باشدمتولی وقف والاحكم قبض می كند. ) در این حالت مشخص نیست که وفق ماده 56 که قبض واقف را شرط می داند باید عمل کرد یا ماده 62 که متولی را هم شایسته قبض می داند؟

ضمنا آیا عمل نکردن به آنچه در وقف گفته شده (به فرض صحت ظاهر قبض) می تواند دلیلی بر این باشد که نگارنده وقف نامه هنوز به قطعیت تصمیم نرسیده یا از آن بازگشته است؟

قبول وقف با قبض موقوفه متفاوت است.قبل از قبض توسط متولی ،موقوف علیهم و کسانی که قانونا حق قبض دارن باید وقف را قبول نمایند و سپس کسی که متولی قرار داده شده است میتواند قبض نماید.موفق باشید.

شرایط وقف مال و اینکه می توان جز سهم الارث باشد؟

فردی زمینی را وقف کرده آیا بعد از فوتش ورثه از آن زمین ارث میبرند مراتب آن چگونه است . مراد از اینکه وقفی را برای شخص خاصی میکنند چیست و چگونه مثلاً پدری زمینی را وقف نوه اش کنند؟

در وقف از واقف فک مالکیت می شود به عبارتی مالکیت مال از واقف سلب می شود. وقف خاص یعنی مثلا شخصی یک قطعه زمین متعلق به خود را وقف نوه اش می نماید به این معنا که نوه ی او صرفاً حق استفاده از منافع آن مال را دارد نه اینکه مال به وی منتقل شده باشد.

 

ثلث چیست و چه تفاوتی با وقف دارد؟

اگر منظورتان ثلث باقی است باید به عرض برسانم ثلث باقی یعنی مالی غیر منقول که متوفی آن را از محل ثلث ترکه خود برای صرف امور خیریه معین می کند که منافع آن تا ابد به مصرفی که معین شده برسد. اما وقف مختص اموال غیرمنقول نیست و لزومی هم ندارد که از محل ثلث ترکه اختصاص داده شود و تفاوت بعدی در مصرف مال مورد وقف است که لزوماً نباید صرف امور خیریه گردد.

آیا می توان فرد محجور را به عنوان متولی مال موقوفه قرار داد؟

در قانون مدنی ذکری از شرایط تولیت به میان نیامده، اما از آنجا که به دلیل محجور بودن پدرتان امکان سهل انگاری و ارتکاب تعدی و تفریط نسبت به عین موقوفه از سوی ایشان وجود دارد، با اعتراض موقوف علیهم و با رسیدگی شعبه ی تحقیق اداره ی اوقاف و صدور حکم دادگاه، حسب مورد ممکن است ایشان معزول یا ممنوع المداخله تا زمان رفع ممنوعیت گردیده یا اینکه حکم به ضمّ امین داده شود.

متولی یک موقوفه باید برای موقوفه حسابدار و کارمند و دفتر داشته باشه منابع مالی این هزینه ها باید از کجا تامین بشه ؟ آیا از حق تولیت متولی کسر میشه یا از عواید کل موقوفه برداشت  می شه؟

هر گونه اقدامی که برای اداره امور موقوفه لازم و مستلزم هزینه باشد.از محل عواید موقوفه تامین می شود. وکیل وقف

ملکی را چند سالییست که با توجه به وجود وقفنامه به صورت اجاره از متولی موقوفه به اجاره گرفتیم و در آن تأسیسات اداری بنا کردیم اخیراً اداره ثبت مدعی وجود سابقه ثبتی و عدم وقفیت ملک مذکور شده و از طرفی متولی جهت تجدید قرارداد اجاره مراجعه میکنه تکلیف اداره در خصوص تمدید قرارداد اجاره چیه؟

دادگاه صالح به این موضوع رسیدگی میکند و اختلاف بین اداره ثبت و متولی موقوفه فقط از طریق حکم دادگاه قابل حل است.

اخیرا وصیت نامه ای بدستمان رسیده که مربوط به 120 سال قبل ست.در این وصیت نامه اجدادما زمینی نزدیک به یک هکتار را وقف کردند.اکنون زمین در تملک اوقاف ولی سند اوقاف در دفتر ثبت اسناد وارد نشده.دلیل ثبت نشدنش و نمیدونم!

اول: ما علیه اوقاف و این سند اقامه دعوا کردیم .با توجه به تجربه شما هزینه کردن  و ادامه پیگیری این مساله مقرون به صرفه ست؟ منظورم یک سوال کلی ست.با توجه به اینکه طرفمان اوقاف ست و ما مدرک قوی نداریم  و زمین هم وقف شده (دراین شکی نیست)ولی اوقاف و در تصرف ومالکیت زمین محق نمیدونیم و سند اوقاف هم قانونا ارزشی نداره.یعنی شرایط را چقدر به نفع یا ضرر ما میبینید؟

دوم:برفرض که ما تونستیم حتی اوقاف را کنار بزنیم با توجه به اینکه از اجدادمان هیچ شناسنامه ای نمونده و هیچ شاهدی هم عقلا نمیتونه نسبت ما را با اون مرحومین شهادت بده.دراین صورت چگونه میتونیم وراثت خودمون و ثابت کنیم؟

سوم: آیا یه نفر از وراث میتونه در صورت فراهم شدن شرایط بند 1 و 2 به تنهایی برای خودش اقدام کنه و سند بزنه(برفرض)؟به این دلیل که ادعا میکنه بیشترین هزینه و وقت و  برای این پرونده انجام داده ؟

  1. تسلیم مال موقوفه به متولی آن مستلزم ثبت کامل عقد وقف در اداره ثبت اسناد و املاک میباشد.
  2. قائدتا باید در دفتر وقایع کل اداره ثبت احوال قرابت شما ثبت شده باشد .
  3. هریک از وراث در صورت داشتن گواهی حصر وراثت فقط امکان انتقال سهم خود را دارد. وکیل

نوشته وکیل وقف اولین بار در وکیل پایه یک دادگستری | مشاوره حقوقی وکیل طلاق تهران پدیدار شد.

]]>
http://gaemmagami.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d9%88%d9%82%d9%81/feed/ 0